مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٧٨
ثبوتى، امرى ممكن است ، بدون آن كه امتناع عقلى يا قبح عقلايى داشته باشد. از نظر اثباتى نيز ادلّه متعدّد عقلى و نقلى بر آن دلالت دارد كه به زودى ملاحظه خواهيد كرد. از جمله روايات اهل سنّت درباره مفهوم «اهل الذكر» مشابه با روايات شيعى كه آن را به «اهل البيت» معنا كرده، روايت ابن جرير طبرى از امام على و امام باقر عليهماالسلاماست كه مى گويند: «نحن، أهل الذكر». [١] به همين معنا در مصادر اهل سنّت ، روايات متعدّدى وارد شده است. [٢] همين طور ساير رواياتى كه از نظر دكتر خالدى غير قابل قبول اند ، بلكه تحريف قرآن در مصادر اهل سنّت نقل شده اند ، بدون آن كه محذورى در پى داشته باشد. [٣] اين ، به دليل آن است كه قرآن، ذو بطون و همچون موجودى زنده، در جريان است. فريقين، به استناد احاديثى كه در مصادرشان آمده، وجود بطون براى قرآن را امرى محرز مى دانند. در مصادر شيعى ، روايات متعدّدى ـ كه برخى با سند صحيح نيز نقل شده ـ ، وجود دارند كه دلالت بر وجود بطون براى آيات قرآن مى كنند ، مانند حديثى كه جابر از امام باقر عليه السلام نقل مى كند كه امام مى فرمايد: ... اى جابر! قرآن، بطنى دارد و براى بطن آن (بطنى و ظَهرى است و براى ظَهر آن) ظهرى است. [٤]
[١] جامع البيان، ج ٨ ، ص ١٠٩ و ج ١٠، ص ٥ .[٢] ر. ك : شواهد التنزيل، ج ١، ص ٤٢٢ ـ ٤٣٧ (وى هفت حديث در اين باره نقل كرده است)؛ مفاتيح الأسرار، ص ١٩٩؛ الكشف و البيان ، ج ٦، ص ٢٧٠ .[٣] در اين باره مى توان به كتاب شواهد التنزيل حاكم حسكانى و ساير مصادرى كه در پاورقى آورده، مراجعه كرد .[٤] تفسير العيّاشى، ج ١، ص ٨٦، ح ٣٣ . نيز ر.ك : همان، ح ٣٥ و ص ٨٧، ح ٣٩؛ الكافى، ج ١، ص ٣٧٤، ح ١٠ و ج ٤، ص ٥٤٩؛ بصائر الدرجات، ص ٣٣، ح ٢؛ معانى الأخبار، ص ٣٤٠، ح ١٠. مرحوم محدّث بحرانى، در مقدمه البرهان (ص ١٩ و ٢٠) بابى را تحت عنوان «باب فى أنّ القرآن له ظهر و بطن» گشوده و در آن ، برخى از احاديث در اين زمينه را گرد آورده است .