مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٥٤
الكافى نوشته شده است ، سخن مى گوييم . در اين نكته هيچ جاى ترديد نيست كه هر كتاب ارزشمندى ، بايد مورد نقد وبررسى قرار گيرد و مورد نقد قرار گرفتن يك كتاب ، دليل بر ارزشمندى آن است . اگر كتابى مورد نقد قرار نگرفت ، گواه آن است كه كتاب ارزش توجّه نداشت و از همين رو ، مورد بى اعتنايى دانشوران واقع شده است. كتاب الكافى ، از اين نظر نيز از موهبت لازم برخوردار بود كه از سوى شمار زيادى ، مورد نقد وبررسى قرار گيرد. بعضى افراد ، به نقد و بررسى اسناد اين كتاب ارزشمند همّت گماشتند و بعضى ديگر به نقد محتوايى آن پرداختند و شمارى هم از هر دو جنبه آن، كتاب را مورد نقد قرار دادند. بعضى از منتقدان در نقد كتاب ، جانب انصاف علمى را مراعات كرده اند و بعضى ديگر كاملاً از جاده انصاف ، گام را فراتر نهادند و به جاى نقد علمى، عقده گشايى كرده اند .
كتاب «كسر الصّنم»
از جمله اين گروه از كتاب ها ، نوشته اى است از آقاى سيد ابوالفضل برقعى كه توسط فردى به نام عبد الرحيم ملّا زاده بلوچى ، به زبان عربى ترجمه شده و به نام «كسر الصّنم» [١] چاپ و نشر يافته است. در مورد اين كتاب ، از چند جهت مى توان به بحث و بررسى پرداخت. يكى از جهات ، به هدف و چگونگى برخورد محقّق ، مترجم و ناشر كتاب برمى گردد. جهت ديگر ، به نقدهاى درست و به جاى مؤلّف محترم مربوط مى شود. جهت سوم ، در باره اشتباهات مؤلّف است. و جهت چهارم ، به
[١] سيد ابوالفضل برقعى ، كتاب خود را «بت شكن» ناميده است. آقاى برقعى با نوشتن اين كتاب و كتب ديگر ، جنجالى به پا كرد و موافقان و مخالفان بسيارى يافت. در اين جا ، در پى تبيين موضع مرحوم برقعى نيستيم ؛ بلكه آنچه كه در اين جا مطرح است ، كتاب وى در باره الكافى است. مترجم عربى كتاب آقاى برقعى ، نام «كسر الصّنم» را براى ترجمه خود برگزيد كه در اين نام گذارى ، شيطنت مترجم كاملاً ديده مى شود.[٢] كسر الصّنم ، ص ٣٠ .[٣] همان جا .[٤] همان ، ص ١٩ ، مقدّمه سرويراستار.