مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٨٤
يَكْفِهِمْ أَنَّـآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَـبَ» . بنا بر اين ، قرآن ، به حتم ، كافى است ؛ و در سوره مائده ، آيه پانزدهم و شانزدهم فرموده : «قَدْ جَآءَكُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتَابٌ مُّبِينٌ * يَهْدِى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَ نَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّـلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ» . و در سوره انعام ، آيه ٨٨ فرموده : «ذَ لِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِى بِهِ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ» . و در سوره اسراء ، آيه نه فرموده: «إِنَّ هَـذَا الْقُرْءَانَ يَهْدِى لِلَّتِى هِىَ أَقْوَمُ» . و در سوره سبأ ، آيه شش فرموده: «وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ الَّذِى أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِى إِلَى صِرَ طِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ» . بنا بر اين ، كسانى كه قرآن را براى هدايت كافى نمى دانند ، بايد افراد احمقى باشند. آيا مى توان گفت كه در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و مسلمانان صدر اسلام تا زمان كلينى ، كتابى وجود نداشت كه برايشان بسنده باشد تا اين كه كلينى به دنيا آمد و كتاب الكافى را نوشت. من ، نمى دانم چه طور كتاب الكافى، چنان كه به تفصيل خواهيم آورد ، در بر دارنده صدها روايات جعلى و موضوعات خرافى است ، براى هدايت شما ، كافى است ولى قرآن كه جامع حقايق و منزّه از خرافات است ، براى شما بسنده نيست»؟ [١] اين پاراگراف را با همه تفصيل آن، از آن روى آورديم كه اين سخنان ، بحث هاى مبنايى نويسنده است و در واقع ، ديدگاه و تلقّى وى را در مورد حديث شيعه و به طور خاص كتاب كلينى نشان مى دهد. در اين نوشته ، ما در پى پاسخ گويى مورد به مورد انتقادهاى وى به كتاب الكافى نيستيم ؛ چون اين كار ، نيازمند نگارش كتابى بسيار پربرگ تر از اصل كتاب وى است و بايد در فرصت مناسب ، علاقه مندان به حديث شيعه به اين كار همت گمارند. در اين قسمت، ما در صدد نقد تعدادى از مبانى نويسنده هستيم تا با نقد آنها ، تكليف بخش اعظم نقدهايش بر الكافى روشن گردد. انسان وقتى اين عبارت ها را مى خواند، شگفت زده مى شود. نويسنده در همين
[١] ترجمه قسمتى از مقدّمه دوم مؤلّف بر كتاب (كسر الصّنم ، ص ٣٥ و ٣٦) . لازم به يادآورى است كه چون متن فارسى ، در دسترس نبود ، به ناچار از متن عربى ، ترجمه گشت.