مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٧
هواى شيعه كردن مردم و دعوت آنان به آيين اهل بيت عليهم السلام را در سر مى پرورانند. بر پايه اين احاديث ، اگر خداوند ، راه هدايت را بر بنده اى ببندد ، همه جهانيان نيز نمى توانند او را بدان راه بياورند و نيز اگر خدا هدايت بنده اى را بخواهد ، هيچ كس توان گمراهى او را ندارد . اين احاديث ، بارها اين مضمون را باز گفته اند كه : «كفّوا عن الناس و لا يقول أحد عمّى و أخى و ابن عمّى و جارى» ؛ [١] نيز تأكيد كرده اند كه براى شيعه شدن ديگران ، با آنها بحث و مجادله نكنند : «و لا تخاصموا الناس لدينكم فإن المخاصمة مَمْرَضَة للقلب» . [٢]
نوآورىِ كلينى در چهار باب پايانى «كتاب التوحيد»
آنچه گذشت ، نگاهى گذرا به چهار باب پايانى كتاب التوحيد بود. اكنون مى خواهيم روشن سازيم كه كلينى در اين چهار باب ، چه نوآورى اى داشته است. برجسته ترين و بنيادى ترين نوآورى وى آن است كه با داخل كردن اين باب ها در كتاب التوحيد ، «ميان توحيد و شناخت حجّت هاى الهى ، پيوند و ملازمه اى مستقيم ، نمايانده است» . در پايان كتاب التوحيد ، سخن گفتن از حجّت الهى و اين كه خداوند بايد حجّت هاى خود را به مردمان بشناساند ، بدين معناست كه اساسا توحيد خداوند ، بدون شناخت حجّت الهى، ناقص، نارسا و بى ثمر خواهد بود. در حقيقت ، حجّت الهى در اين جا واسطه پيوند آفريدگار و آفريدگان است و بدون آن، شناخت خداوند ، نه تنها كامل و همه جانبه نيست ، بلكه اساسا ممكن نخواهد بود. به سخن روشن تر ، كلينى با اين چهار باب ، اين نكته را رسانده است كه اگر خدا را نيك شناخته باشيم ، نشانه اش آن است كه در پى شناخت حجّت خدا ـ در هر زمان و هر جا ـ نيز مى رويم ؛ زيرا اين حجّت خداست كه پيام الهى را به ما مى رسانَد و ما را از
[١] همان ، ص ٢٢٠.[٢] همان، ص ٢٢١.