مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٦١
ارث نمى گذارند»، به آيه «وَ وَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ» [١] تمسك كرد و فرمود: «آيا خداوند، آيه اى كه در خصوص شما [در مورد ارث بردن از يكديگر] فرو فرستاده و پدرم را از آن خارج كرده است؟» [٢] و مانند نقض وى نسبت به ظاهر آيه «وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَ هِيمَ ... قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتِى» [٣] كه امامت ابوبكر ، عمر و عثمان را جزو مصاديق «من ذرّيّتى» مى داند ، در حالى كه آيه ، سخن از نصب مقام امامت ابراهيم و ذرّيه او از ناحيه خداست ؛ ولى هيچ كدام از آنان ، منصوب از ناحيه خدا نبوده اند و يا انكار وى نسبت به دلالت آيه «أَفَمَن يَهْدِى إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَا يَهِدِّى إِلَا أَن يُهْدَى» [٤] كه در آن، بين دو طيف تقابل كرده است؛ آنان كه بدون واسطه به حقّ ، هدايت مى كنند و آنان كه با واسطه ، پس از هدايت شدن ديگران را هدايت مى نمايند ؛ امّا خالدى، اين تقابل را بين خداوند ـ كه هدايت به حق مى كند ـ ، و بت هاى مشركان ـ كه هيچ گاه كسى را هدايت نمى كنند ـ قرار داده است. [٥] به هر حال، قرآن بدون شك، «حمّال ذو وجوه» است و هر كس براى تأييد نظر خود، به آن استناد مى كند. بنا بر اين، براى درك درست معناى قرآن و مسدود ساختن هر نوع برداشت انحرافى، نياز به مفسّرانى واقعى است كه به تمام تعاليم وحى آگاه باشند. اين مفسّران، جز اهل بيت عليهم السلام ، كسى ديگر نيست. از ديدگاه شيعه، تفسير اهل بيت از قرآن، همانند تفسير پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه شامل تمام معارف تنزيل، تأويل، ظاهر و باطن قرآن مى شود، با تزلزل و ترديد همراه نيست، و با وهم و خطا، و هوا و هوس، مشوب نيست . اين نوع تلقّى از تفسير
[١] سوره نمل ، آيه ١٦ .[٢] بلاغات النساء ، ص ٢٩ .[٣] سوره بقره ، آيه ١٢٤ .[٤] سوره يونس ، آيه ٣٥ .[٥] الكلينى وتأويلاته الباطنية ، ص ٩٤ .