مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٤٤
نيستند. بلكه اوّلى و سومى ، زيرمجموعه دومى به شمار مى آيند. اين اشكال ، در الكافى يا وجود ندارد و يا موارد آن ، بسيار كمياب است . ٢. حجم كتاب ها از هيچ رو با يكديگر متناسب نيست و حتّى با مفهوم برجسته در عرف نويسندگانِ سده هاى نخست ـ كه معمولاً بخشى مهم و گسترده از يك نگاشته بوده و معادل «فصل» در روزگار ماست ـ نيز هماهنگ نيست. پيش از اين ، به برخى نمونه هاى آن اشاره كرديم. نيز مى توان از كتاب هايى مانند «كتاب فى الرهن فى الحضر» ، [١] با اندكى بيش از يك صفحه، «كتاب فى اللقطة» ، [٢] با كمتر از سه صفحه، «كتاب الشُفعة» ، [٣] با كمتر از يك صفحه و... نام برد. آيا به راستى چنين بخش هاى كوچكى را مى توان كتاب ناميد؟ موضوعات اين كتاب هاى كوچك ، معمولاً نه تا آن اندازه مهم است كه ايجاب كند به آنها يك كتاب اختصاص يابد و نه گنجاندن آنها در زير موضوعات و كتاب هاى ديگر دشوار است. به نظر مى آيد كه روش الكافى در اين جا بسيار علمى تر است. كلينى موضوع رهن را در «كتاب المعيشة» [٤] آورده و در همين كتاب نيز از شفعة و لقطة ، سخن گفته است [٥] و روشن است كه همه موضوعات مربوط به كسب و كار و از جمله اين موضوعات ، زيرمجموعه موضوع كلّى تر معيشت ، يعنى روش زندگى و كسب روزى است. ٣. عدم تناسب بسيارى از كتاب ها با كتاب پيشين و پسين ـ كه برخى از نمونه هاى آن گذشت ـ . براى يك نمونه ديگر ، بنگريد به «كتاب التعبير» كه پس از «كتاب
[١] همان، ص ٤٠٥.[٢] همان، ص ٣٩٠.[٣] همان، ص ٣٥٩.[٤] الكافى، ج ٥، ص ٢٣٤.[٥] همان، ص ٢٨٠ و ١٣٩.