مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٨
نخستين باب آمده كه از نگاه محتوايى ، اين حديث ، با چهار حديث پايانى باب پيشين ، نزديكى دارد. ٢. جايگاه و ارزش دانشوران و عالمان. در احاديث پايانى اين باب كه بدين نكته اشارت دارند، دانشوران را بر عابدان ، بسى برترى داده اند . در باب بعد ، نسبت دسته هاى گوناگون مردمان با دانش و دانشوران فراز آمده است. مردمان ، سه دسته اند : يا دانشورند يا در جستجوى دانش و يا چون خاشاك ، از پى هر باد روان. در باب بعد، پاداش سترگ عالمان آموزگار و دانشجويان را فراز آورده اند. اكنون هنگام آن است كه ويژگى هاى دانشوران را باز گويند ؛ چه، وقتى دانستيم كه عالمان را جايگاهى بس والا و پاداشى در خور است، پرسش بعد ، آن است كه چگونه دانشورى، شايسته اين پاداش ها و ارج هاست؟ آيا هر كه را لاف دانش زند ، چنان جايگاه است؟ اين جاست كه در باب پنجم ، به اين پرسش ، پاسخ گفته اند و بدين سان ، ديگر ابواب نيز گوشه هاى ديگرى از ابعاد وجودى دانشوران را روشن مى سازند ، همچون حقّ عالم، از دست رفتن و درگذشت عالمان، ارزش پرسش و... . البته جاى آن بود كه باب «فقد العلماء» ، پيش از باب شانزدهم (النوادر) قرار گيرد ؛ زيرا معمولاً از دست رفتن عالمان ، پس از آن است كه عمرى در راه دانش گذرانده اند و ديگران نيز با آنها در ارتباط بوده اند و باب فقد العلماء پس از اين گونه ابواب بايد جاى مى گرفت. باز ، اين گمانه كه كلينى مى توانست برخى از احاديث باب نوادر را در ابواب پيشين جاى دهد ، پُر بى راه نيست . تا اين جا بخش نخست كتاب العلم بود كه به پايان رسيد. [١] پس از باب نوادر، كلينى چند باب گنجانده است كه اگر نيك بنگريم ، همگى درباره يك موضوع بنيادين سخن
[١] بدين دقيقه ، برخى از دانشمندان ، مانند شيخ بهايى ، توجّه داده اند. ر . ك : شرح اُصول الكافى ، ملّا صالح ، ج ٢، ص ٢٩ .[٢] كتاب العلم در چاپ مورد استفاده ما ٢٢ باب دارد و نوادر ، باب شانزدهم آن است.[٣] با توجه به آنچه گفتيم ، واژه «محدّث» در اين جا تقريبا معادل واژه «عالم» خواهد بود .[٤] از پيش گفتار شيخ طوسى رحمه الله در آغاز تهذيب الأحكام ، به روشنى پيداست كه موضوع اختلاف احاديث و تعارض ميان آنها در آن روزگار ـ بويژه در سده سوم و چهارم ـ از چالش هاى بنيادى جامعه شيعه بوده است تا آن جا كه بنا به گفته شيخ مفيد رحمه الله ، ابوالحسين هارونى ، به جهت روبه رويى با همين پديده ، از تشيّع بيرون آمد و به مذهبى ديگر گرويد. شيخ مفيد گرچه از جايگاه هارونى ، خبرى نداده است ، ولى وى قاعدتا بايد شخصيتى قابل توجّه در شيعه مى بوده است كه خروج وى از تشيّع ، از سوى بزرگى چون شيخ مفيد ، بازتاب يافته است (ر . ك : تهذيب الأحكام ، ج ١، ص ٢) .