مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٨٨
حالى كه اين معيار، با ضعف ها و كاستى هاى فراوانى روبه روست كه به زودى خواهيد ديد.
تفاوت صحابه در فهم قرآن
اهل سنّت، بر اساس ادلّه و شواهد، به تفاوت فهم صحابه در تفسير قرآن، معترف اند و درباره برخى از صحابه در تفسير، حساب جداگانه اى باز كرده اند. اين به دليل آن است كه اولاً، توفيق همراهى با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى همه صحابه ، يكسان نبوده است ؛ ثانيا، گرايش آنان به تعلّم و فراگيرى، متفاوت است ؛ و ثالثا، ظرفيت عقلى آنان براى ادراك معارف قرآن، در يك سطح قرار نداشته است. [١] به همين روست كه سطح كميّت، در روايات تفسيرى موجود از صحابه، مختلف است. [٢] اين حقيقت، غير قابل انكار است ؛ امّا دكتر خالدى ، در تطبيق آن بر مصداق، حقيقت را پوشانده و ابن عباس را «اَعْلَم الصّحابة بالتفسير و التأويل» مى داند. [٣] همان طور كه ملاحظه كرديد ، اگر واقعيت هاى موجود در مصادر و مدارك فريقين را در نظر آوريم، هيچ كدام از صحابه را در فهم معارف وحى، هم رديف امام على عليه السلام نخواهيم يافت. ايشان از كودكى در دامان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشو و نما يافته، و همواره در طول زندگى ، همدم و همراه آن حضرت بود. [٤] ليكن دكتر خالدى، با ناديده گرفتن اين حقيقت، درباره اين روايت كلينى از امام
[١] همان گونه كه مسروق بن الاجدع، از تابعان ، مى گويد: «چون با اصحاب محمّد صلى الله عليه و آله نشستم ، آنان را در ظرفيت، همچون آبگيرهاى متفاوت ديدم، برخى از آبگيرها يك نفر را سيراب مى كند و برخى دو نفر و برخى صد نفر و بالآخره آبگيرى كه اگر تمام اهل زمين از آن بنوشند، ظرفيت دارد» (ر. ك : التفسير و المفسّرون فى ثوبة القشيب ج ١، ص ٢٠٤) .[٢] ر. ك : كنز العمّال، ج ٢، ص ٣٥٣ ـ ٥٦٣ .[٣] ر. ك : الكلينى وتأويلاته الباطنية ، ص ٢٣ .[٤] ر. ك : نهج البلاغه، خطبه ١٩٢ .