مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٣٤
موسى عليه السلام ، معاصر هيچ پيامبرِ اولو العزمى نبوده است ؛ ولى مى بينيم كه اين پيامبر اولوالعزم ، به حضور بنده اى از بندگان خداوند ـ كه علم لَدُنى خداوند به او آموخته شده است ـ مى رود تا از وى بياموزد . با توجّه به آنچه ذكر شد ، آيا اگر خداوند به ائمّه اهل بيت عليهم السلام در كودكى و يا هنگام تولّد ، علم لَدُنّى خود را اعطا كرده باشد ، استحاله اى پيش خواهد آمد ؟! اگر جناب خالدى ، دليلى دارد كه به استحاله عقلى دلالت مى كند ، ذكر كند و اگر دليلى نقلى نيز دارد كه بر نفى دلالت مى كند ، لازم است كه بيان كند . آيه اى را هم كه ايشان بدان استشهاد كرده ، يقينا از جانب خود قرآن ، تخصيص خورده است . در ضمن ، توجّه جناب خالدى را به آيات ٢٤ و ٢٥ سوره نمل جلب مى كنيم كه از زبان پرنده اى (هُدهُد) آمده است : «إِنِّى وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَىْ ءٍ وَ لَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ * وَجَدتُّهَا وَ قَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ» . بر اساس اين آيات ، پرنده اى ، بدون آموزش و از طريق عادى ، زنى (ملكه سبأ) را يافته كه سليمان عليه السلام بر احوال او آگاهى نداشته و آن زن را براى سليمان عليه السلام توصيف مى كند كه از هر چيزى به او داده شده ، صاحب تخت بوده و قوم او ، به جاى خداوند ، براى خورشيد ، سجده مى كرده اند و شيطان ، آنان را از راه خدا و هدايت شدن ، باز داشته است . وقتى پرنده اى توانايى كسب چنين اطّلاعاتى را دارد ، حال اگر امام صادق عليه السلام در حين تولّد ، آيات قرآن را بداند ، چه استبعادى دارد ؟ ٣ . جناب خالدى آورده است كه شيعيان ، معتقدند امامان عليهم السلام در حال جنينى نيز همه چيز را مى دانند . بايد گفت : ممكن است برخى علماى شيعه ، چنين اعتقادى داشته باشند ؛ ولى از كجاى روايتى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده ، استفاده مى شود و دلالت مى كند كه امام عليه السلام در حالت جنينى از مطالبى آگاه بوده است ؟!