مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٨٢
أَعْيُنٍ» ، [١] با اين مضمون كه در آن جا چيزهايى است كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده است و نه به قلب انسانى، خطور كرده است. [٢] همين مطلب، مجدداً در صفحه ٩٢، تكرار شده است. چهارمين بار، هنگام سخن از نوع دوستى مناسب خداوند، از حضرت رسول نام مى برد. در آن جا مى گويد: هر كس به گونه اى شايسته، خداوند، او را دوست داشته باشد، خداوند نيز او را به دوستى خود بر مى گزيند و شايسته آن چنان دوستى اى مى گردد كه شريعت، برخى را بدان موصوف ساخته و از ابراهيم «خليل اللّه» و «محمّد حبيب اللّه» نام برده است. [٣] در پنجمين مورد، ابن مسكويه، از رسول اكرم نقل مى كند كه ايشان فرمود: «نسب هاى خويش را نزدم نياوريد؛ بلكه كرده هاى خود را نزدم بياوريد» . [٤] هفتمين مورد، جايى است كه ابن مسكويه، مزاح را در حدّ اعتدال مى ستايد و مى نويسد: «رسول خدا صلى الله عليه و آله مزاح مى كرد و جز حق نمى گفت». [٥] هشتمين مورد، جايى است كه ابن مسكويه، هنگام بحث از عدالت مى گويد: «و درباره اين نوع عدالت است كه وى عليه السلام گفت: «بالعدل قامت السماوات و الارض» [٦] ، و به ضميرى بسنده مى كند. نهمين بار، هنگام سخن از افتخار به امور بيرونى و رذيلت شمردن آن، به اختصار، دو مثل از قرآن كريم، [٧] نقل مى كند و مى افزايد: «در قرآن و همچنين اخبار، روايت شده از پيامبر صلى الله عليه و آله ، از اين مثال ها فراوان است». [٨] سرانجام، وى
[١] سوره سجده، آيه ١٧.[٢] تهذيب الأخلاق ، ص ٧١.[٣] همان، ص ١٧٠.[٤] همان، ص ١٩٧.[٥] همان، ص ١٩٨.[٦] همان، ص ١٣١.[٧] سوره كهف، آيه ٣٢ و ٤٥.[٨] تهذيب الأخلاق، ص ٦٦.