مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٨٣
خليل قزوينى باشد ، تأمل برانگيز است . اين مطلب پس از علّامه ، تنها با استشهاد كلام مجلسى ، در كتاب هاى تراجم نگارى ، نمود يافته است . [١] اگر اشكال شود كه شايد علّامه مجلسى ، چنين داعيه اى را با توجّه به مطلب كتاب الشافى مطرح نموده است ، در جواب گفته مى شود كه سيره علما اين است كه نوين ترين ديدگاه هاى خود را در آثار جديد خود نقل مى كنند و همگان در داورى ديدگاه هاى ايشان به نظريه هاى جديدشان مراجعه مى كنند . بنا بر اين سيره ، خليل قزوينى ، در مقدمه الصافى تصريح مى كند كه الصافى را بعد از الشافى نگاشته است . [٢] دو . گر چه برخى احتمال داده اند كه بعيد نيست اين حديث ، از جمله احاديث جعلى اخباريان باشد ، [٣] ولى ابطال آن توسط محمّدامين استرآبادى ، رئيس اخبارى ها ، اين گمانه را تضعيف مى كند . همين ابطال ، باعث شد كه هيچ گاه از اين جمله ، به عنوان خبرى قابل اعتنا ياد نشود و در گزارش كتاب هاى تراجم ، با صيغه هاى مجهولى همچون «حُكى» ، «روى» ، «يقال» يا «نُسب» [٤] آورده شود و حتّى برخى از معاصران نيز با صراحت ، اين جمله را جعلى بدانند : امّا ما قيل من المهدى عليه السلام قال إنّ الكافى كاف لشيعتنا ، فإنّه قولٌ مجهول راويه و لم يسمّ أحد إسمه و يدلّ على بطلانه تأليف مئة كتب الحديث بمدرسة أهل البيت بعد الكافى مثل [ كتاب ] من لا يحضره الفقيه و مدينة العلم و التهذيب و الاستبصار و البحار و وسائل الشيعة و جامع أحاديث الشيعة . [٥] برخى نيز در مقام توجيه اين جمله برآمده اند و مى نويسند : مع احتمال صحّة صدور هذا الأثر عنه ، فإنّه لم يكن صريحا بصحّة جميع
[١] رياض العلماء ، ج ٦ ، ص ٢٦٢ .[٢] الصافى ، ج ١ ، ص ٣ .[٣] پژوهشى تطبيقى در احاديث بخارى و كلينى ، ص ١٤١ .[٤] مستدرك سفينة البحار ، ج ٩ ، ص ١٨٢ (الذى نسب اليه قوله : الكافى كاف لشيعتنا) .[٥] معالم المدرستين ، ج ٣ ، ص ٢٨٣ .