مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٣١
كلّيت اين احتمال را نمى توان پذيرفت ؛ امّا آيا در برخى ابواب اين گونه است؟ به نظر مى آيد كه پاسخ ، مثبت است. يعنى مى توان گفت كه كلينى در برخى ابواب ، نخست احاديثى را آورده كه واژگان آنها بر عنوان باب دلالت بيشترى دارند و گاه حتّى با آن يكسان است. حال بايد ديد كه اين ابوابْ كدام اند ؟ اين چيزى است كه بايد با بررسى موردى هر باب ، بدان رسيد ؛ ولى باز گوشزد كنيم كه اين احتمال ـ كه درباره برخى ابواب پذيرفته شد ـ بدين معنا نيست كه در اين گونه ابواب ، احاديث پايانى ، به خودى خود پيچيدگى دارند؛ بلكه سخن بر سر ميزان دلالت و نزديكى معنايىِ آنها با عنوان باب است و اين نكته ، با پيچيده بودن يا خفاى معنايىِ اين احاديث ، به خودى خود متفاوت است. پس ادّعاى مطلق مرحوم كرباسى را نيز نمى توان پذيرفت. علاوه بر آن كه اين ادّعا نمونه هاى نقض فراوانى نيز دارد.
آسيب شناسى چينش «الكافى»
با آن كه الكافى از نگاه ساختارى ، امتيازاتى دارد ـ كه تا كنون به بسيارى از آنها پرداخته ايم ـ ، ولى بى گمان ، چينش آن نيز مانند اثر هر غير معصوم ، خالى از كاستى نيست. متأسّفانه تاكنون ، كمتر بدين نكته پرداخته شده است. مهم ترين كتابى كه به گونه كم و بيش تفصيلى ، به اين بحث پرداخته ، كتاب الشيخ الكلينى البغدادى و كتابه الكافى (الفروع) است كه بخشى كوچك را به آن اختصاص داده است. به هر روى در اين بخش ، نگاهى گذرا به برخى كاستى ها در چينش الكافى مى اندازيم .
الف . تكرار يك متن در يك باب
كلينى در مواردى ، متن حديثى را كه پيش تر در آغاز يا ميانه باب آورده ، با سندى ديگر در پايان بابْ گزارش كرده است. البته كلينى در موارد بسيارى ، آن گاه كه متن دو يا سه حديث يكسان و تنها سند آنها متفاوت است ، سند و متن حديث نخست را مى آورد و سپس سند حديث دوم و سوم را ياد مى كند و مى افزايد: «مثله» ؛ ولى وى