مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٦٠٦
اظهر دانسته است . همچنين در توضيح روايتى كه بر اساس آن ، امام عليه السلام از پاسخ مخاطب ، نسبت به مسئله «بداء» استنكاف كرده و اعلام داشته كه مأمور به كتمان آن است ، اين گونه آورده است: لما كان علم البداء غامضاً و فهمه مشكل أبهم عليه السلام على السائل و لم يوضّحه له. [١] نيز در توضيح رواياتى كه گاه از علوم گسترده ائمّه عليهم السلام نسبت به امور غيبى ، سخن به ميان آورده ، وآن را انكار كرده اند، دو توجيه ذكر مى كند. توجيه نخست ، آن است كه منافات ندارد كه ائمّه عليهم السلام به رغم برخوردارى از علم همه اسرار عالم ، گاه به خاطر پاره اى از مصالح ، علم برخى از امور جزئيه ، از آنان پنهان مى ماند ؛ امّا درباره توجيه دوم چنين آورده است: والثانى أن يكون الغرض بيان أنّ ما ذكره أوّلاً كان للتقيّة من المخالفين أو من ضعفاء العقول من الشيعة لئلّا ينسبونهم إلى الربوبيّة ولعلّه أظهر وأرفق بأمر الأخبار. [٢] بر اساس اين توجيه، گاه ائمّه عليهم السلام به خاطر تقيّه از مخاطبان يا براى جلوگيرى از درغلتيدن شيعيان در ورطه غلو ، مقامات علمى خود را انكار مى كردند. بخش اخير گفتار علّامه مجلسى يعنى تقيّه در برابر عقول ضعيف شيعيان ، ناظر به پديده انكار مراتب معنوى است كه ما از آن نام برديم. علّامه مجلسى ، در جاى ديگر ، استنكاف امام رضا عليه السلام از پاسخ به مخاطب را مصلحت كتمان دانسته است. [٣]
٤ . استفاده از اصل جرى در تبيين روايات تفسيرى
مقصود از «جَرْى» آن است كه آيات ناظر به رخدادها، گروه ها و اشخاص امّت هاى پيشين و مسلمانان عصر نزول ، با داشتن وحدت مناط درباره رخدادها، گروه ها
[١] همان، ج٣، ص ٩٧.[٢] همان، ص ١١٤ .[٣] همان، ج٩، ص ١٩٢ ـ ١٩٣ .