مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٠٩
و بهتر از ديگر اصول است . كمره اى هم در تحليل موقعيت الكافى، با نام بردن از تعدادى از عالمان برجسته شيعى، آنها را حجّت فقها دانسته و گفته: اماميه و جمهور شيعه ، اتّفاق دارند بر تفضيل اين كتاب و اخذ از آن و اعتماد بدان و اكتفاى به احكام مستفاد از آن ... . [١] بر اساس همين رهيافت است كه گمان مى رود در نگاه بيرونى نيز همين ديدگاه در باره الكافى شكل گرفته است. كسانى چون ابوبكر الجزائرى ، عالم مشهور سلفى گراى ضد شيعه هم براى نقد اين كتاب ، از تعابيرى مشابه استفاده كرده است: يا شيعى، سبعاً من الحقائق التى تضمنها الكافى الذى هو عمدة مذهبك و مصدر شيعتك . [٢] اهل نظر و انديشه، نه تنها به توصيف فضايل و برترى هاى الكافى بسنده نكرده اند ، كه در عمل نيز به اين كتاب ، اعتماد نموده اند. اين كتاب، در ميان فقيهان و محدّثان، چنان برترى يافته كه به جاى بررسى يكايك احاديث آن بر اساس موازين علم رجال، و ارزشيابى و سنجش احاديث و گزينش آنها، به كل كتاب و احاديث آن اعتماد شده است و بعضى از عالمان ، كلّ كتاب را به جاى احاديث آن ، مورد تأييد و توثيق قرار داده اند. اين، در دانش رجال و درايه حديث، امر نادرى است. ميرزا حسين نورى (م ١٢٨١ ق) كه به خاطر موقعيت ممتازش در تدوين كتب حديثى و رجال شناسى، به «خاتم المحدّثين» لقب گرفته، در باره اعتبار الكافى نوشته است : و كتاب الكافى بينها كالشمس بين نجوم السماء، و امتاز عنها بأمور اذا تأمّل فيهاالمنصف، يستغنى عن ملاحظة حال آحاد رجال سند الأحاديث المودّعة فيه وتورثه الوثوق و يحصل له الإطمئنان بصدورها و ثبوتها و صحّتها بالمعنى المعروف عند الأقدمين ؛ [٣]
[١] اصول الكافى ، مصطفوى ، ج ١ ، ص ١٥ (مقدمه) .[٢] پايگاه اينترنتى www.yahosien.com ، نامه فرد ياد شده به شيعيان .[٣] خاتمة المستدرك، ج ٣، ص ٤٦٣.