مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٧٥
به شمار رود و از ارائه نظريه، بى بهره باشد. در واقع، نحوه چينش احاديث و فصل بندى آنها و دادن عنوان به بيشتر باب ها، خود، بيانگر نگرش و نظريه كلينى است. اگر بر اساس اين عناوين و احاديث انتخاب شده، مجاز به نسبت دادن نظريه اى به كلينى باشيم، بايد او را از كسانى بدانيم كه انسان شناسى قرآنى و وجود فجور و تقوا را در شخص انسان مسلَّم گرفته است و اينك مى كوشد تا براى انسان مؤمنِ به اين نظريه، راه برون شدن از مسير فجور و گام نهادن در طريقت تقوا را بازگويد.
چهار . به دست ندادن تعاريف لازم
بخش قابل توجّهى از مباحث علم اخلاق، صَرف به دست دادن تعاريف مفاهيم گوناگون و يا بازشناسى آنها از يك ديگر مى شود. براى مثال، معناى دقيق «توكّل» چيست و چگونه مى توان آن را از تخاذل و بيكارگى، بازشناخت؟ يا تفاوت دقيق ميان همّت والا و آرزوى بلند چيست؟ طى سده هاى پياپى، عالمان اخلاق كوشيده اند با به دست دادن تعريف دقيق مفاهيم، هم خوانندگان و علاقه مندان اين حوزه را با معانى دقيق اصطلاحات اخلاقى آشنا سازند و هم آنان را از يكى گرفتن اين مفاهيم و سوء فهم هاى بر آمده از آنها بازدارند؛ ليكن اين مسائل، در كتاب كلينى طرح نمى شود و او تكليفى در اين باره بر دوش خود نمى بيند تا به موشكافى فيلسوفانه در اين باره بپردازد. براى مثال، وى فصلى به نام «باب العجب» مى گشايد و در آن، هشت حديث درباره خودبينى و عجب نقل مى كند. سپس فصلى ديگر با نام «باب الفخر و الكبر» باز مى كند و در آن، شش حديث مى آورد. با اين همه، توضيح تفاوت ميان اين دو را به خواننده وا مى گذارد.
پنج. تداخل حوزه اخلاق و آداب
گويى از نظر كلينى، تفاوتى ميان حوزه اخلاق و حوزه آداب و سُنن وجود ندارد. از اين رو، در الكافى، كنار بحث از فضائلى مانند: صبر و تواضع يا رذائلى همچون: