مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٠٧
مؤمن و كافر بايد بررسى شود و آفرينش مؤمن و كافر نيز ـ چنان كه گفته شد ـ زمينه و بستر بحث هاى پسين در اين كتاب است . پس توجيه شارح ، كامل نيست. [١] گرچه ظاهرا مراد وى از احوال مشترك، رخدادهايى است كه به صورت مشترك براى طينت هاى مؤمنان و طينت هاى كافران ، هر دو ، روى داده است ، ولى اين نكته ، به تنهايى علّت اصلى تقديم اين باب به شمار نمى آيد. ١٣ . وى در زير دومين باب اين كتاب ، يعنى «باب آخر منه و فيه زيادة وقوع التكليف الأوّل» ، براى تبيين مفهوم تكليف اوّل ، در بيانى ، بر آن رفته است كه در روايات ، پنج تكليف در پنج زمان از انسان ها خواسته شده است : تكليفى در عالم ارواح ؛ تكليفى در آن هنگام كه طينت آدمْ سرشته مى شد ؛ سوم ، تكليفى پس از سرشته شدن طينت آدم و آن گاه كه خداوند ، فرزندان آدم را به شكل ذرّه ، از صلب او خارج ساخت ؛ تكليف چهارم ، در عالم دنيا ؛ و تكليف پنجم نيز ويژه اطفال و... و كسانى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله را درك نكرده اند. [٢] بنيادى ترين خدشه اى كه بر سخن شارح در اين جا وارد است ، همان است كه پيش از اين ، درباره ديدگاه سيّد بدر الدين عاملى درباره اين باب گفتيم و آن اين است كه ايشان تكليف در عالم ذرّ را در مقابل تكليف در دنيا گرفته و اين دو را در عرض هم به شمار آورده است ؛ ولى آورديم كه احاديث اين باب ، تنها ناظر به تكليف در عالم ذرّ هستند و به ديگر تكاليف و از آن ميان ، تكاليف دنيا اشاره اى ندارند و اين گونه برداشت ، از اشتباه در تفسير واژه اوّل در عنوان باب ، ريشه گرفته است. براى توضيح بيشتر ، آنچه در بررسى ديدگاه سيّد بدر الدين گفتيم ، سودمند خواهد بود. ١٤ . وى درباره باب سوم اين كتاب يعنى «باب آخر منه» مى نويسد:
[١] عبارت «مع أنّ الطينة...» تا اندازه اى به رسالت اين كتاب نزديك است ؛ ولى جا داشت كه شارح ، به نكته هاى مهم تر نيز اشاره مى كرد . از اين رو ، توجيه وى را كامل ندانستيم.[٢] شرح اُصول الكافى ، ملّا صالح ، ج ٨، ص ١٥.