مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٦٤
يعنى منكر يكى از ضروريات دين . براى نمونه ، در اين باب ، خوارج ، كافر شمرده شده اند. [١] روشن است كه كفر خوارج ، يعنى خروج از گستره اسلام و به ديگر سخن ، چنين كسى را حتّى مسلمان نيز نمى توان ناميد و احكام ميان مسلمانان (مانند : نكاح و ارث) درباره وى جارى نيست. [٢] پس از اين باب، كلينى ، «باب وجوه الكفر» را گنجانده است تا خواننده كتابش بداند كه كفر در قرآن و حديث ، به پنج معنا به كار مى رود: يك . انكار ربوبيّت ؛ دو . انكار حق (با وجود آن كه حقّانيت آن را شناخته است) ؛ سه . كفر به معناى ناسپاسى نعمت ها ؛ چهار . كفر به معناى ترك فرمان هاى الهى و كنار نهادن آنها ؛ پنج . كفر به معناى بيزارى جستن كه البته اين معنا از كفر ، صرفا معنايى استعمالى از كفر است و حقيقتا مفهومى مستقل در عرض چهار معناى پيشين به شمار نمى آيد. نمونه اى كه امام صادق عليه السلام براى اين كاربرد واژه كفر بيان مى كند نيز مؤيّد همين برداشت است. [٣] امّا در ميان معانى ديگر، تنها دو معناى نخست از كفر ، به معناى ضدّ اسلام خواهند بود و كسى را كه به يكى از اين دو معنا از كفر دچار شود ، بايد غير مسلمان خواند ؛ ولى معناى سوم و چهارم كفر در برابر مراتب بالاى ايمان و نقيض آن به شمار مى آيند ، گرچه شخصى را كه به اين معناهاىِ از كفر آلوده شود ، اگر شهادتين را بر زبان رانَد ، مى توان مسلمان خواند.
[١] ر . ك : الكافى، ج ٢، ص ٣٨٥.[٢] البته از ديدگاه شيعيان.[٣] امام ، چند آيه از قرآن را گواه اين معنا گرفته اند ، از جمله ، سخن حضرت ابراهيم خطاب به قومش: كَفَرْنا بكم... (سوره ممتحنة، آيه ٤) و در تفسير آن آورده اند: يعنى تَبَرَّأْنا منكم (ر . ك : الكافى، ج ٢، ص ٣٨٨) .