مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٦٠٤
همواره ، جان و مالشان در معرض خطر دستگاه هاى ستمگر و طاغوت هاى زمان قرار مى گرفت ، چنان كه غلوّ و زياده روى دوستان ائمّه عليهم السلام نيز زمينه را براى پيدايش فرقه «غُلات» فراهم مى ساخت و از اين جهت ، افزون بر درغلتيدن در كفر ، راه را براى انتقاد و نكوهش معاندانه دشمنان ، هموار مى ساختند. اهل بيت عليهم السلام براى مقابله با پديده نخست ، از اصل «تقيّه» بهره جستند وبراى مبارزه با پديده غلوّ ، ناگزير ، گاه مراتب علمى و معنوى خود را انكار مى كردند. [١] از سوى ديگر ، گاه در مجالس تحديث ائمّه عليهم السلام كسانى از دوستان و شيعيان يا مخالفان آنان شركت مى كردند وپرسش هايى را مطرح مى نمودند كه از سطوح علمى قابل قبولى برخوردار نبودند و ائمّه ، ناگزير بودند پاسخ هاى خود را متناسب با سطح فهم و درك مخاطبان خود ارائه كنند. روايت نبوى «نحن معاشر الأنبياء اُمرنا أن نكلّم الناس على قدر عقولهم» [٢] و نيز روايت «ما كلّم رسول اللّه الناس بكنه عقله قط» ، [٣] ناظر به همين نكته است. ائمّه براى مقابله با سه پديده پيش گفته ، از سه اصل بهره جستند. به اين معنا كه براى مبارزه با پديده دشمنى مفرطانه معاندان وبراى حفظ جان و مال شيعيان ، از اصل «تقيّه» وبراى حفظ سلامت عقيدتى شيعيان وپرهيز از گرايش به غلوّ آنان ، برخى از مراتب خود را از اصل «انكار» وبراى رعايت سطوح مختلف از اصل «تخاطب» به اقتضاى سطح مخاطبان استفاده كرده اند. بر اين اساس ، شمار قابل توجّهى از روايات ، منطبق با اين سه اصل ، صادر شده اند . عدم توجّه به اين اصول سه گانه ، باعث تفسير ناصواب و برداشت نادرست از روايات مى شود. علّامه مجلسى ـ كه به حق ، بايد او را «غوّاص بحار روايات» دانست ـ با آگاهى
[١] براى نمونه ر.ك : الكافى، ج ١ ، ص ٢٥٧ .[٢] المحاسن ، ج ١، ص ١٩٥ ؛ الكافى، ج ١ ، ص ٢٣ .[٣] الكافى ، ج ١ ، ص ٢٣ ؛ بحار الأنوار، ج ١ ، ص ٨٥ .