مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٦٥
بعضى وى را جرح مى كنند و بسيارى نه تنها وى را جرح نمى كنند ، بلكه او را موثّق مى شمارند [١] و بديهى است كه ديدگاه هر كس ، براى خودش حجّت است. از نظر محتوا ، ناقد چنين برداشت كرده است كه چون روايت مى گويد : «هر كس عاقل باشد ، دين دارد» ، بنا بر اين ، هر كس عقل نداشته باشد ، نه دين دارد ونه مكلّف به دين است؛ چون غير عاقل ، مكلّف نيست . دقّت در متن روايت ، نشان مى دهد كه روايت در صدد بيان جنبه سلبى قضيه نيست و فقط به جنبه ايجابى آن نظر دارد. امّا اين كه غير عاقل ، مكلّف است و يا نيست ، موضوعى است كه بايد در جاى ديگر آن را جست . در باره حديث هفتم ، از نظر محتوايى ايرادى نمى گيرد اما از نظر سند ، آن را ضعيف مى داند. در سند اين روايت ، به سه تن از راويان آن ايراد مى گيرد. نخست ، به احمد بن محمّد بن خالد برقى، كه در باره وى مى گويد: «او در دين و مذهب ، شك كرد و از قم اخراج كردند». به نظر مى رسد برخوردارى هر ناقدى از كمترين حدّ انصاف و عدالت ، ترديد ناپذير باشد. در هيچ متنى وجود ندارد كه احمد بن محمّد بن خالد ، در دين اسلام شك و ترديد داشت. ترديد در يكى از داده هاى مذهب در آغاز امر غيبت ، چيزى است كه با توجّه به غرابت امر ، براى شمار زيادى پيش آمد و اين امرى كاملاً عادى بود و نشان از آزادى انتخاب در اسلام است. امّا اخراج وى از قم ، موضوع خاصى است كه زيانى به عدالت وى نمى زند و بارهاى بار از سوى دانشوران رجال پاسخ داده شده است. و جالب آن كه فردى كه وى را از قم اخراج كرده بود ، يعنى احمد بن محمّد بن عيسى ، خود بعدا به اشتباه خويش در مورد وى پى برد و او را به قم بازگرداند و براى زدودن اثر اين اشتباه ، با پاى برهنه جنازه وى را مشايعت كرد. [٢] امّا ظاهرا آقاى
[١] براى مشاهده ديدگاه رجاليان در باره وى ، به طور خلاصه، ر. ك: همان، ص ٣٩٥ به بعد .[٢] همان، ص ٦٣ .