مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٦٤
ششم سوره اعراف ، هر امّتى كه براى آن پيامبرى آمده باشد ، مورد بازخواست قرار مى گيرد. ظاهرا انسان ها آن گونه كه مى انديشند و مى خواهند، مى بينند و مى فهمند. متن روايت مزبور ، هرگز آن برداشتى را كه ناقد در پى آن است ، نمى رساند. اگر ناقد ، مى توانست با ذهنى تهى از پيش داورى ، به سراغ اين حديث مى رفت ، به هيچ عنوان چنين برداشتى را از روايت نمى كرد. محتواى روايت ، بسيار ساده و روشن است. متن روايت اين است : به ابوالحسن عليه السلام گفتم : كسانى هستند كه علاقه مند هستند ، امّا از چنان اراده اى برخوردار نيستند كه اين امر را آشكارا ابراز دارند. امام فرمود : اينها از جمله كسانى نيستند كه خداوند مورد عتاب قرار داده است. خداوند فرموده : «اى صاحبان بصيرت! عبرت بگيريد» . در اين روايت ، هرگز سخن از اين نيست كه امّتى مورد باز خواست قرار نمى گيرد، تا گفته شود آيه ششم سوره اعراف صراحت در مورد بازخواست قرار گرفتن همه امّت هايى دارد كه برايشان پيامبرى آمده است. اين روايت ، در حقيقت ، گوياى تفاوت فهم افراد و اختلاف درجه انسان ها در درك و فهم است. و اين كه نبايد از همه ، توقع يكسان داشت و ملاك داورى از نظر الهى، برپايه مقدار برخوردارى افراد از نعمت عقل ، درايت و فهم است. در مورد حديث ششم، از نظر سند ، آن را ضعيف مى داند ؛ چون راوى روايت ، سيف بن عميره است كه ناقد معتقد است از سوى ائمّه ، مورد لعن قرار گرفته است. و نيز در سند روايت ، اسحاق بن عمّار قرار دارد كه فطحى مذهب است . بايد يادآورى كنيم كه بسيارى از دانشوران رجال، مذهب را عامل جرح نمى دانند. زيرا مذهب ، در ايجاد و يا عدم ايجاد وثوق ، نقشى ندارد و هيچ ملازمه اى بين دروغگويى و مذهب وجود ندارد. امّا نسبت به سيف بن عميره ، اختلاف نظر است.