مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٦١
ايراد ديگرى كه بر نويسنده كتاب وارد است ، نگاه يك سويه به جرح ها است. در بين رجال كتاب الكافى ، افرادى هستند كه از سوى پاره اى از علماى رجال ، مورد جرح و از سوى بعضى ديگر ، مورد تعديل قرار گرفته اند . در اين موارد ، يك ناقد منصف ، با توجّه به هر دو امر و سنجش بين آنها ، به داورى مى پردازد . امّا نويسنده مورد بحث ، با كوچك ترين جرحى كه در مورد فردى مى بيند ، آن فرد را به طور كامل فاقد اعتبار دانسته و حديث را ساختگى مى داند. اين شيوه ، هرگز شيوه اى پذيرفتنى نيست. براى روشن شدن اين مباحث ، نقدهاى وى را در خصوص كتاب «العقل و الجهل» ، بازخوانى مى كنيم ، با اين نگاه كه مشت ، نمونه خروار است و از بررسى همه نقدهاى او بر اصول و فروع الكافى ، صرف نظر مى كنيم .
نقدهاى نويسنده بر كتاب عقل و جهل
وى احاديث اين كتاب را همچون همه مجموعه الكافى، تك تك مطرح مى كند و مورد نقد قرار مى دهد. در باره حديث اوّل ، دو ايراد سندى مطرح مى كند . نخست آن كه در آغاز سند آمده است «أخبرنا» و معلوم نيست كه چه كسى گفته است «أخبرنا». و دوم آن كه احمد بن محمّد كه يكى از راويان است ، مجهول است. در باره متن آن نيز دو نقد بيان مى دارد . نخست آن كه حديث ، عقل را در مقابل جهل قرار داده است ، در حالى كه مقابل جهل ، علم است و نه عقل. نقد دوّم آن كه عبارت «ولا أكملتك إلاّ فيمن أحبّ» در روايت ، بيانگر جبر است و جبر ، باطل و مخالف عقل وقرآن است. اين قبيل نقدها ، اگر از سوى كسى مطرح مى شد كه از دانش هاى مرتبط با حديث ، بى اطّلاع مى بود چندان جاى شگفتى نبود ، امّا از سوى كسى كه مدعى برخوردارى از قدرت اجتهاد و استنباط است ، بسيار شگفت مى نمايد. اگر كسى از دانش رجال برخوردار باشد ، به خوبى مى داند كه مقصود از «اخبرنا» در آغاز كتاب ، كيست. و از اين نكته هم مطلع مى شد كه أحمد بن محمّد ، شناسايى شده وبراى اهل حديث ،