مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٥٥
تندروى هاى وى مربوط مى شود. در اين نقد ، تلاش خواهد شد فارغ از جنجال ها و اتّهام زنى هاى متداول در اين قبيل مباحث، موضوع پى گيرى گردد. در مورد نخست ، يادآورى مى كنيم كه از لابه لاى پى نوشت هاى محقّق و مترجم و از مقدّمه آن دو بر متن عربى ، كاملاً پيداست كه دست اندركاران ترجمه و نشر اين كتاب ، در فضاى جنگ هاى مذهبى قرار دارند و هرگز در پى تحرير حقيقت نيستند. براى تبيين اين مدعا ، به موارد زير اشاره مى گردد: ١ . فردى كه در اين كتاب خود را «مراجع» و به تعبير فارسى «سرويراستار» معرفى كرده است ، در مقدمه اى كه بر كتاب نوشته ، همه تلاش خود را به كار گرفته تا شيعه را به عنوان مذهبى كاملاً باطل و نادرست معرفى كند و اهل سنّت را به عنوان مذهب درست و واقعى قلمداد كرده و چنين باورى را به نويسنده كتاب ، نسبت دهد. در حالى كه نويسنده كتاب ، نه تنها مذهب شيعه را بلكه مطلق مذهب را باطل مى داند . هدف وى آن است كه بر پايه برداشت هاى خود از اسلام، آموزه هاى رايج در بين مذاهب را كه مى پندارد نادرست است ، اصلاح كند. وى چنان كه از نقدها و توضيح هايش در ذيل روايات پيداست ، در حقيقت ، از سر دلسوزى و دفاع از اسلام ، دست به قلم برده است تا بنا به برداشت خود ، با كنار گذاشتن آموزه هاى مذاهب ، دين منهاى مذهب را جا بيندازد و هرگز با آنچه كه مترجم و سرويراستار در پى انتساب آن به نويسنده هستند ، هم آهنگ نيست. همه ايرادهايى كه مؤلّف به كتاب الكافى دارد ، در واقع به كتب اهل سنّت هم وارد است. مبناى وى در اين كتاب ، به گونه اى است كه با هيچ مذهبى نمى تواند هم آهنگ باشد. نويسنده ، در آغاز مقدّمه دوم خود بر كتاب ، مى نويسد: «بدان ، اسلام ، دين الهى است و مردم را به وحدت و اتّحاد فرا مى خواند. مسلمانان در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله و تا مدتى پس از درگذشت وى ، متّحد بودند و اسمى جز اسلام نداشتند و در بين آنان ، هدايتى جز هدايت قرآن وجود نداشت. در آن زمان ، نه از تعصّب مذهبى خبرى بود