مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٣١
انسان به طور اختصاصى ياد مى كند ، اين طعامِ مختصّ انسان ، همان علم اوست كه با بُعد روحى انسان ، مرتبط است . [١] روايت ديگر الكافى كه جناب خالدى آن را مورد نقد قرار داده ، اين روايت ، به نقل از عبد الأعلى بن اَعيَن است كه در آن آمده : سمعت أبا عبد اللّه جعفر الصادق عليه السلام يقول : قد ولدنى رسول اللّه صلى الله عليه و آله وأنا أعلم كتاب اللّه و فيه بدء الخلق و ما هو كائن إلى يوم القيامة و فيه خبر السماء و خبر الأرض ، و خبر الجنّة و خبر النّار ، و خبر ما كان و خبر ما هو كائن ، أعلم ذلك كما أنظر إلى كفّى . إنّ اللّه يقول : فيه تبيان كل شى ء [٢] . [٣] ايشان ، پس از نقل اين روايت ، مى گويد كه بيشتر عبارات اين روايت ، درست و قابل قبول است و فقط نسبت به يك جمله آن ، اعتراض دارد كه همان جمله نخستِ روايت است كه امام عليه السلام مى فرمايد كه از همان بدو تولّد ، همه چيز را مى دانسته است و همان طور كه كفِ دستش مى بيند ، از مطالبى كه در قرآن آمده ، آگاه است . نويسنده ، در ادامه مى نويسد : ظاهر كلام ، اين است كه امامان شيعه ، از همان هنگامى كه از مادر متولّد مى شوند ، به تمام گذشته و آينده ، علم دارند و خداوند ، اين علم را از چنين هنگامى به آنها آموخته است . سپس مى افزايد : اين كلام ، مردود است ؛ چرا كه متعارض با قرآن است . انسان ، ناآگاه به دنيا مى آيد و بعد ، خداوند به او مى آموزد و هنگامى كه از لحاظ جسمى رشد مى يابد ، در راه تحصيل علم ، تلاش مى كند . در اين مسير ، علما و اوليا و ائمّه اهل بيت و تمام كسانى كه دنبال علم هستند ، على رغم اختلاف زمانى و مكانى اى كه دارند ، يكسان هستند . خداوند مى فرمايد :
[١] شرح اُصول الكافى ، ملّا صدرا ، ج ١ ، ص ٢٥٦ .[٢] اشاره است به سوره نحل ، آيه ٩٠ .[٣] الكلينى و تأويلاته الباطنية ، ص ١٦ . نيز ، ر. ك : الكافى ، ج ١ ، ص ٦١ .