مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٢٧
نويسنده ، در آخر مقدّمه ، نكته بسيار جالبى را از مرحوم كلينى نقل مى كند كه به نظر مى رسد اگر با دقّت بررسى شود ، ديگر نيازى به نقد باقى نمى مانَد ، مگر نقدهاى موردى ؛ چرا كه مبناى كلينى ، اين كلام بوده است . اگر چه ممكن است به نظر نويسنده با توجّه به اين مبنا نيز موارد نقد وجود داشته باشند كه البته ـ چنان كه پيش از اين نيز گفته شد ـ بايد ملاحظه كرد كه آيا نقد مبنايى است يا نه ؟ عباراتى كه نويسنده از مرحوم كلينى نقل مى كند ، چنين است : إعلم أخى أرشدك اللّه أنّه لا يسع أحدا تمييز شى ءٍ من ما اختلفت الرواية فيه من العلماء عليهم السلام برأيه إلّا على ما أطلقته العالم بقوله : إعرضوها على كتاب اللّه و ما وافق الكتاب ، فخذوه ، و ما خالف الكتاب ، فردّوه . [١] پس عرضه حديث بر قرآن و به اصطلاح ، نقد قرآنْ محورِ حديث ، يكى از مسائل مهمّى است كه شيخ كلينى بر آن تأكيد مى ورزد ، گو اين كه كلينى ، بعد از ذكر موارد ديگرى براى پذيرش حديث ، در نهايت مى گويد : نحن لا نعرف من جميع ذلك إلّا أقلّه . [٢] بايد گفت كه ما آگاهىِ اندكى نسبت به تمام اين ملاك ها داريم و اين ، سخن بسيار حكيمانه اى است . چه كسى مى تواند ادّعا كند كه حتّى بر ظاهر همه قرآن ، حضور ذهنىِ دقيق دارد ، تا چه رسد به عمق آن ؟ بنا بر اين ، بر فرض كه آقاى خالدى به موردى برخورد كرده باشد كه به نظر ايشان ، مخالف با قرآن باشد ، خود مرحوم
[١] الكافى ، ج ١ ، ص ٨ .[٢] همان ، ص ٩ .