مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٢٥
بدان كه واجب نيست پذيرش آنچه كه در روايات ، بيان مى كنند ؛ چون احاديثى كه در كتب شيعه و آثار مخالفان ما روايت مى شوند ، شامل وجوهى از اشتباه و گونه هاى از باطلى از مطلب محال هستند كه قابل تصوّر نيستند و از باطلى كه دليل ، بر بطلان و فسادش دلالت مى كند ، نظير : تشبيه ، جبر ، رؤيت و قول به صفات قديم (همه مربوط به مباحث توحيدند) ؛ و چه كسى است كه مطالب باطل موجود در احاديث را شمارش كرده ، مشخّص نمايد ؟ لذا واجب است با عرضه كردن روايات به عقل ، آنها را مورد نقد و بررسى قرار دهيم و بعد از اطمينان حاصل كردن از سلامت حديث از نظر عقلى ، آنها را بر دلايل صحيحى همچون قرآن ، عرضه كرد ... . و [ در باره] آنچه كلينى رحمه الله در «كتاب التوحيد» الكافى روايت كرده [ بايد گفت : ]چه بسا اين مرد (يعنى كلينى) و ديگر علماى شيعه ـ كه خداوند ، رحمتشان كند ـ ، در كتاب هايشان ، رواياتى را نقل كرده باشند كه ظاهر آنها ، محال يا باطل است . [١] همچنين امام خمينى رحمه الله در اين زمينه آورده است : رجوع به كتب حديث ، امرى عقلانى است و مورد تأييد شارع مقدّس است ؛ ولى اين نشان نمى دهد كه تمام مطالب كتاب ، صحيح باشد . [٢] لذا ايشان ، در باره نياز مجتهد به علم رجال مى فرمايد : مجتهد ، به علم رجال نياز دارد ؛ گر چه با رجوع به كتب رجال . همچنين آنچه گفته شده كه احاديث كتب اربعه ، قطعى هستند يا مصنّفان كتب اربعه ، به صحّت احاديث كتاب هايشان ، شهادت داده اند ، همگى مردود است . [٣] آيا شيعه ، به صحّت و درستى تمام آنچه در الكافى آمده ، قائل است ؟ اى كاش نويسنده محترم كتاب ، نظر صاحب معالم را در باره احاديث الكافى مى ديد و اى كاش كتاب هاى فقهى و غير فقهى شيعه را ملاحظه مى كرد تا متوجّه شود كه چنين
[١] رسائل شريف المرتضى ، ج ١ ، ص ٤٠٩ ـ ٤١٠ .[٢] الرسائل ، ج ٢ ، ص ١٣٠ (به نقل از : روش هاى فقه الحديثى امام خمينى ، نوشته محمّد عطّارپور آرانى) .[٣] همان جا .