مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٢١
البيان ، القرآن و العقل ، روض الجنان ، منهج الصادقين و الميزان را ديده و چنين حكمى كرده است ؟ جرئت بسيار مى خواهد كه انسان ، بدون دقّت و مطالعه در باره همه تفاسير چهار فرقه عمده مسلمان ، در باره آنها داورى كند . آيا ايشان ، با ديدگاه هاى ابو على جُبّايى ، ابو القاسم كعبى و زمخشرى ، از نويسندگان معتزله ، آشنايى دارد ؟ آيا تفاسير كسانى همچون شيخ طَبْرِسى ، قشيرى ، ميبدى و عبد الرزاق كاشانى را ديده است ؟ و آيا با ديدن يك يا چند كتاب ، مى توان تكليف يك يا چند فرقه را مشخّص كرد ؟ جناب خالدى ، در نوشتارى در حدود دو صفحه ، تكليف ده ها و بلكه صدها تفسير از فرقه هاى چهارگانه را يكْ جا روشن كرده است . از طرف ديگر ، بايد از نويسنده محترم پرسيد كه : آيا تفاسير سيوطى ، فخر رازى ، بيضاوى و آلوسى ، مشكلاتشان كمتر از تفاسير شيعه است ؟ هنگامى مى توان چنين حكم محكمى ارائه كرد كه تفاسير اهل سنّت ، همگى ديده شوند و ضابطه هاى حاكم بر آنها ، استخراج شوند و همچنين ، تفاسير اين فِرَق چهارگانه نيز به طور كامل ، ديده شوند و بعد ، ميان آنها مقايسه صورت گيرد و سرانجام ، حكم شود كه چگونه اند . امّا مهم ترين نكته اى كه ايشان بر آن تأكيد مى كند ، اين است كه زشت ترين خطا در تفسير قرآن ، خطايى است كه در آن ، آيه ، معناى صحيح خويش را از دست بدهد . در اين جا براى نمونه ، سخن يكى از مفسّران شيعه در اين زمينه را نقل مى كنيم و به ذكر اين نكته اكتفا مى كنيم كه يقينا جناب خالدى ، مطالب كتاب خود را بدون تحقيقْ آورده است . روش تفسيرى شيعه ، به نحوى كه از آثار علماى آنها روشن و هويداست ، تفسير قرآن با قرآن است ؛ يعنى قرآن شريف ، در تأديه مقاصد خود ، هيچ نيازى به ضميمه شدن ضمايم خارجى نداشته است و منظور ابتدايى و نهايىِ هر آيه ، از خودِ همان آيه يا با انضمام كردن آيات مرتبط ديگر ، به خوبى و روشنى معلوم مى شود . سخنان اهل بيت عليهم السلام نيز كه طبق دستور پيامبر اكرم ، در فهم آيات قرآنى بايد به آنها رجوع كرد ،