مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥١٩
آنچه از اين مطالب مى توان نتيجه گرفت ، اين است كه نقد ، به طور حتم ، جايز است ؛ امّا مانند هر چيز ديگر ، شرايط خاصّ خود را دارد كه فراهم كردن آنها ، بسيار سخت است . بسيارى از ناقدان ، به جاى طى كردن مسير سخت نقد ، به گونه اى كه اوّلاً از تمام جوانب ديدگاه ، مطّلع شوند و ثانيا نگاه هدايتگرانه داشته باشد و ثالثا به نتايج نقد خويش توجّه داشته باشند و رابعا به مبانى مختلف ، توجّه داشته باشند و در نهايت ، وارد نقد شوند ، بدون در نظر گرفتن نكات ياد شده ، راه نادرستى را براى نقد ، انتخاب مى كنند . اين جاست كه بايد گفت : «لَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ » ، [١] كه البته هر از راه رسيده ، تازه كار و بى تجربه اى نمى تواند چنين ادّعايى داشته باشد . من كه با ديدن كوچك ترين ناملايمت و نظر مخالفى ، از كوره به در مى روم ، كجا و مقامى كه قرآن ، آن را اين گونه بيان مى كند ، كجا ؟! اين ، مقام انبيا و اولياست . لذا نقد ، وظيفه است ، منتها پس از اين كه من ، خود ، هدايت شده باشم ؛ چرا كه «أَفَمَن يَهْدِى إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَا يَهِدِّى إِلَا أَن يُهْدَى» . [٢] پس از ذكر اين نكات ـ كه بخشى از پاسخ هايى نيز كه به جناب خالدى داده مى شود ، در همين نكاتْ نهفته است ـ ، به نقد برخى از ديدگاه هاى ايشان در كتاب الكلينى و تأويلاته الباطنية مى پردازيم . [٣] نويسنده محترم ، در ابتداى مقدّمه دو سه صفحه اى كتاب خود (صفحه ٧ به بعد) مى نويسد : نشهد أنّ تفاسير الشيعة من أهمّ الإتّجاهات المنحرفة فى تفسير القرآن و أنّه تحقّق فى تلك التفاسير هذه الأخطاء المذكورة . ايشان ، همچنين به خطاهاى مفسّران مى پردازد و اشاره مى كند كه خطاى مفسّران ،
[١] سوره مائده ، آيه ٥٤ .[٢] سوره يونس ، آيه ٣٥ .[٣] نقد جامع كتاب خالدى ، نيازمند نگارش كتابى حدّاقل در حجم خودِ نوشته است .