مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥١
اين نكته را از توضيحى كه خود كلينى در آخرين باب اين كتاب (كتاب الحجّة) درباره جايگاه و اهميت خمس و انفال و فى ء آورده ، به روشنى مى توان دريافت. [١] بر پايه چنين نگاهى ، ديگر جايگاه خمس از حدّ و اندازه حقوق مالى معمولى و پيش پاافتاده كه شايد برخى به خود اجازه دهند و در به جاى آوردن و پرداخت آن سهل انگارى كنند ، فراتر مى رود و چونان دليلى محكم بر پيوند يك شيعه با امام خود رخ مى نمايد . از اين رو ، بر پايه اين نگاه ، سهل انگارى در اداى اين حقوق ، نه تنها سبب بازخواست الهى خواهد بود ، بلكه اساسا از سستى پيوند روحى يك شيعه با امام خود ، پرده بر مى دارد و نشانه اى از آن است كه محبّت چنين شيعه اى نسبت به امام عليه السلام ، دروغى بيش نيست ، همان گونه كه به اين حقيقت در برخى احاديث اين باب ، اشارت شده است .
د . كتاب الإيمان و الكفر
در اين جا نكات مهمّ «كتاب الإيمان و الكفر» را بيان مى كنيم :
١ . ارتباط منطقى در چينش باب ها
گفتيم كه رسالت اصلى اين كتاب ، تبيين جايگاه عمل و آراستگى به فضايل و پيراستگى از زشتى ها در شخصيت ايمانىِ مؤمن است ؛ ولى پيش از آن بايد روشن كرد كه طاعات و معاصى ، در كدام گستره تأثير دارند؟ ايمان يا اسلام؟ به ديگر سخن ، آيا عمل به نيكى ها و آراستگى به آنها از اركان و بنيان هاى اسلام است يا ايمان؟ براى پاسخ به اين پرسش بايد مفهوم اسلام و ايمان را روشن كرد و از اركان و
[١] الكافى، ج ١، ص ٤٧٠ ، باب ١٠٥ (باب أنّ الأرض كلّها للإمام عليه السلام ) .[٢] همان، ص ٦٠٤ ، باب ١٣٠ (باب الفى ء و الأنفال و تفسير الخمس و حدوده و ما يجب فيه) .[٣] ترديد در اين كه اين دو واژه را به ضمّ حرف اوّل و فتح حرف دوم بايد خواند يا به فتح اوّل و سكون ثانى ، بى مورد است . نكت به فتح اوّل مصدر است و در لغت ، آن است كه با تكيه چوبى در زمين ، اثرى پديد آرند ؛ ولى نكتة كه جمع آن نُكَت به ضم اوّل و فتح دوم است ، گرچه اين لغت ، به معانى چندى به كار رفته ، ولى معنايى كه با متون علمى و نيز با عنوان چنين بابى مناسب باشد ، آن است كه نُكتة ، مسئله اى علمى را مى گويند كه با ژرف نگرى و انديشه ورزى فهميده شود . نَتْف نيز بر وزن نَكْت مصدر است و كندن مو و مانند آن را مى گويند . اما نُتْفَة كه جمع آن نُتَف است ، تكه گياه يا مانند آن است كه با دست چيده شود و به اصطلاح امروزى مى توان در اين جا آن را گزيده يا گلچين معنا كرد . پس شك نيست كه هر دو واژه ، در عنوان باب ، به ضم اوّل و فتح دوم است ، به معناى نكته ها و گلواژه هايى از قرآن در باره ولايت . براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : الصحاح تاج اللغة ، ج ١ ، ص ٢٦٩ و ج ٤ ، ص ١٤٢٩ ؛ أقرب الموارد ، ج ٢ ، ص ١٣٤٢ و ١٢٦٨ . اين توضيح را از آن رو آورديم كه ديديم برخى حديث پژوهان ، اين دو واژه را به فتح اوّل و سكون دوم نيز مى خوانند .[٤] حديث اوّل تا سوم و حديث نهم (الكافى، ج ١، ص ٥٠٣ ـ ٥٠٤) .[٥] بويژه با سومين باب كتاب الإيمان كه دقيقا همين مضمون ها در آن جا نيز تكرار شده است (ر . ك : الكافى، ج ٢، ص ١١) .[٦] الكافى، ج ١، ص ٥٠٥ (باب فى معرفتهم أولياءهم و التفويض إليهم) .[٧] همان ، ص ٦٠٤.