مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٥٠١
و مفسّر را در رسيدن به معناى درست آيات و معناى رايج آن لغت در زمان نزول وحى، كمك مى كند. هر چند ممكن است آن معناى لغوى، مطابق با معناى اصطلاحى آن در قرآن نباشد. البته در واقعيت موجود، مجموعه آرا و روايات تفسيرى صحابه، اندك [١] و بنا بر منابع كتاب كنز العمّال، حدود ٥٤٤ حديث است. [٢] آيا اين كمّيت ناچيز، بايد يكى از معيارها براى ارزشيابى ساير ديدگاه ها در تفسير باشد؟! حقايقى كه درباره اجتهادهاى صحابه در تفسير بيان شد، موجب مى شود تا در استنباط ها و اجتهادهاى صحابه در تفسير، تأمل كنيم. با اين وصف، برخى از سلفيان، مانند دكتر فهد رومى در كتاب اتّجاهات التفسير فى القرن الرابع عشر ـ كه در صدد ارائه مكاتب تفسيرى در قرن چهاردهم است ـ . و نيز دكتر خالدى در كتاب الكافى و تأويلاته الباطنية، بى مهابا از سقوط و ويرانى تفسير اماميه سخن مى گويند و ريشه اين سقوط را روى گردانى آنان از تفسير صحابه قلمداد مى كنند، با آن كه كاستى ها در تفسير صحابه، فراوان است و كمّيت ناچيز روايات تفسيرى صحابه نيز، بر اين مشكل مى افزايد .
[١] ر.ك : الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٤ .[٢] ر. ك : كنز العمّال ، ج ٢، ص ٣٥٢ ـ ٣٥٣ .