مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٩٩
ابن عبّاس نيز بنا به روايت مسلم و ترمذى ، بر اين باور بوده است. [١] ابوذر نيز از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى پرسد: آيا پروردگارت را ديده اى؟ حضرت مى فرمايد: «من نورى را ديده ام». [٢] بنا بر اين ديدگاه ها ، مسئله رؤيت بارى تعالى، از نوع اختلاف تضادّى است ، نه اختلاف تنوّع و امكان جمع بين آنها نيست. رابعا، در مقام اثبات نيز تفسير صحابه، با دشوارى هايى روبه روست. از جمله ، چون يكى از منابع تفسيرى صحابه، اهل كتاب اند، به طور طبيعى ، اسرائيليات، در تفسير آنها داخل خواهد شد؛ بويژه در شرايطى كه افرادى مانند «كعب الاحبار» مجال يافته اند تا اسرائيليات را در بين صحابه و ديگران نشر دهند . «ابن كثير» مى نويسد: چون كعب الاحبار، در زمان عمر مسلمان شد، براى عُمَر ، از كتاب هاى قديمى اش حديث مى خواندْ و چه بسا عمر به سخن او گوش مى سپرد و به مردم اجازه مى داد تا آنچه نزد اوست بشنوند و درست و نادرست را كه نزد او بوده ، نقل كنند ؛ ولى اين امّت ـ خدا آگاه تر است ـ حتّى به يك حرف كعب الاحبار نيازى ندارد. [٣] اين در حالى است كه پيامبر خدا، پيش از به خلافت رسيدن عمر، وى را از تعلّق خاطر به اهل كتاب ، برحذر داشته بودند. [٤] ذهبى نيز ضمن بيان اسلام آوردن كعب الاحبار در زمان عمر و حضور او از يمن به مدينه، مى نويسد: كعب الاحبار، با اصحاب محمّد مى نشست و از كتاب هاى اسرائيلى براى آنان سخن مى گفت و عجايبى را از حفظ داشت. [٥] بنا بر اين ، مسئله اسرائيليات ـ كه از عصر صحابه شروع شد و پس از آن رواج
[١] صحيح مسلم، ج ١، ص ١٥٨ ـ ١٥٩، ح ٢٨٤ ـ ٢٨٦؛ الصحيح الترمذى، كتاب التفسير، ش ٣٢٨٠ .[٢] صحيح مسلم، ج ١، ص ١٦٠، ح ٢٩١ و ٢٩٢ .[٣] تفسير القرآن العظيم، ابن كثير، ج ٤، ص ١٧ .[٤] ر. ك : مسند أحمد، ج ٢٣، ص ٣٤٩، ح ١٥١٥٦ .[٥] سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٤٨٩ ـ ٤٩٠ براى توضيح بيشتر ر.ك : أضواء على السنّة المحمّدية، ص ١٥٢ ـ ١٧٦ .