مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٩٤
شما حديث مى گوييد بدون دروغ ؛ لكن گوش، خطا مى كند. به خدا سوگند كه پيامبر خدا ـ صلى اللّه عليه [وآله ]ـ ،چنين حديثى ندارد !. [١] خامسا، تفاوت نقل روايات صحابه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در موضوع واحد، غير قابل انكار است. مانند حديث انس، ابو هريره و ابى بن كعب، درباره مقدار «قنطار» كه با كميت هاى گوناگون ، نقل شده است. [٢] اين ادلّه و قراين، نشان مى دهد حديثى كه از صحابى درباره تفسير قرآن (يا غير تفسير)، نقل مى شود بايد مانند ساير احاديث، مورد نقد سندى و دلالى قرار گيرد و صِرف نقل قول از صحابى، اعتبارى به روايت نمى بخشد؛ جز آن كه خبرى متواتر يا محفوف به قرينه قطعيه باشد، در اين صورت، بيانى براى آيات قرآن شمرده مى شود. افزون بر اين، در مقام اثبات نيز روايات تفسيرى صحابه و ديگران (مانند تابعان و...)، با دشوارى هايى روبه روست. از جمله ، منع نگارش و حتّى نشر حديث به ويژه با شعار «جرّدوا القرآن وأقلّوا الرواية عن محمّد ، قرآن را از حديث تجريد و از پيامبر كم روايت كنيد» [٣] از ناحيه عمر و بالاخره امتداد منع نگارش حديث كه حدود يك قرن و نيم در بين اهل سنّت به طول انجاميد و به طور طبيعى موجب بروز تغيير و تبديل در متن احاديث شد. [٤] همچنين وضع و جعل احاديث و نسبت دادن آنها به صحابه كه به اعتراف اهل سنّت، موجب وجود روايات جعلىِ بى شمارى در تفسير قرآن شده است ، [٥] به گونه اى كه برخى مانند احمد بن حنبل مى گويد:
[١] ر. ك : همان ، ص ٧٦ .[٢] ر. ك : مسند أحمد ، ج ١٤، ص ٣٦٦، ح ٨٧٥٨ .[٣] تاريخ الطبرى ، ج ٤ ، ص ٢٠٤ ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج ١٢ ، ص ٩٣ .[٤] ر. ك : تدوين السنّة الشريفة، ص ٤٨١ ـ ٥٤٩؛ منع تدوين الحديث ، ص ٥٠٤ ـ ٥٠٥ .[٥] ر. ك : التفسير و المفسّرون، ج ١، ص ٢٧٣. وى مى نويسد: «و لا يغتر بكل ما ينسب لهم [اى الصحابة] من ذلك، لأن فى التفسير كثيراً ممّا وضع على الصحابة كذباً واختلافاً ؛ نبايد فريب هر آنچه كه به صحابه در تفسير نسبت مى دهند، خورد؛ چون در تفسير، بسيارى از احاديث را از سر دروغ و بهتان به صحابه نسبت مى دهند». نيز ، ر. ك : دائرة المعارف الإسلامية، ج ٧، ص ٣٥٣ (مقالة التفسير، أحمد الخولى) .