مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٩
است ؟ جدايى ميان اين دو دسته از ابواب كه هر دو به مناقب اهل بيت صلى الله عليه و آله وسلم اشاره دارند ، سبب مى شود كه يك دستى و روند طبيعى موضوعات ابواب ، به هم بريزد ، بويژه آن كه دليلى نيز براى پس انداختن اين ابواب به چشم نمى خورَد . كلينى سپس بابى درباره حقوق امام عليه السلام گنجانده است. [١] در اين باب ، بر اين نكته تأكيد كرده است كه همه زمين ، از آنِ امام عليه السلام است و خمس ، منّتى از سوى شيعيان بر امام عليه السلام نيست ؛ بلكه حتّى ديگر اموال مردمان و نيز هر چه در دست آنهاست ، از آنِ امام عليه السلام است. كلينى در جاى ديگرى نيز به بحث خمس پرداخته است و آن در پايان كتاب الحجّة است ؛ [٢] ولى تفاوت اين ابواب با ابواب خمس در پايان كتاب ، آن است كه وى در اين جا از منظر فضايل و مناقب امام به خمس نگريسته است و به دنبال آن است كه گوشزد كند نه تنها خمس، كه همه اموال مردمان و بلكه همه دنيا از آنِ امام عليه السلام است و اين ، بخشى از فضايل بى شمار امام عليه السلام به شمار مى آيد ؛ ولى در آن جا (پايان كتاب الحجّة) وى از زاويه فقهى به خمس پرداخته و احكام آن را بيان كرده و چگونگى محاسبه و پرداخت آن را فراز آورده است. پس از آن ، دو باب با نام هاى «باب فيه نُكَتٌ و نُتَفٌ [٣] من التنزيل فى الولاية» و «بابٌ فى نتف و جوامع من الرواية فى الولاية»، به چشم مى خورند. جاى اين باب ها و نيز گنجاندن اين احاديث در پايان كتاب الحجّة ، چونان يك جمع بندى از فضايل اهل بيت عليهم السلام در قرآن ، منطقى و مناسب به نظر مى رسد ؛ ولى در دومين باب ، يك اشكال
[١] الكافى، ج ١، ص ٤٧٠ ، باب ١٠٥ (باب أنّ الأرض كلّها للإمام عليه السلام ) .[٢] همان، ص ٦٠٤ ، باب ١٣٠ (باب الفى ء و الأنفال و تفسير الخمس و حدوده و ما يجب فيه) .[٣] ترديد در اين كه اين دو واژه را به ضمّ حرف اوّل و فتح حرف دوم بايد خواند يا به فتح اوّل و سكون ثانى ، بى مورد است . نكت به فتح اوّل مصدر است و در لغت ، آن است كه با تكيه چوبى در زمين ، اثرى پديد آرند ؛ ولى نكتة كه جمع آن نُكَت به ضم اوّل و فتح دوم است ، گرچه اين لغت ، به معانى چندى به كار رفته ، ولى معنايى كه با متون علمى و نيز با عنوان چنين بابى مناسب باشد ، آن است كه نُكتة ، مسئله اى علمى را مى گويند كه با ژرف نگرى و انديشه ورزى فهميده شود . نَتْف نيز بر وزن نَكْت مصدر است و كندن مو و مانند آن را مى گويند . اما نُتْفَة كه جمع آن نُتَف است ، تكه گياه يا مانند آن است كه با دست چيده شود و به اصطلاح امروزى مى توان در اين جا آن را گزيده يا گلچين معنا كرد . پس شك نيست كه هر دو واژه ، در عنوان باب ، به ضم اوّل و فتح دوم است ، به معناى نكته ها و گلواژه هايى از قرآن در باره ولايت . براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : الصحاح تاج اللغة ، ج ١ ، ص ٢٦٩ و ج ٤ ، ص ١٤٢٩ ؛ أقرب الموارد ، ج ٢ ، ص ١٣٤٢ و ١٢٦٨ . اين توضيح را از آن رو آورديم كه ديديم برخى حديث پژوهان ، اين دو واژه را به فتح اوّل و سكون دوم نيز مى خوانند .