مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٨٩
على عليه السلام كه مى فرمايد: و قد كنت أدخل على رسول اللّه صلى الله عليه و آله كل يوم دَخْلَةً، فَيُخَلّينى فيها، أدور معه حيث دار. و قد علم أصحاب رسول اللّه صلى الله عليه و آله إنّه لم يصنع ذلك بأحدٍ من الناس غيرى، فربّما كان فى بيتى يأتينى رسول اللّه صلى الله عليه و آله أكثر ذلك فى بيتى و كنت إذا دخلت عليه بعض منازله أخلانى و أقام عنّى نساءه فلا يبقى عنده غيرى... كنت إذا سألته، أجابنى و إذا سكتُّ عنه، وفُنِيَت مسائلى ابتدأنى... ؛ [١] و من پيوسته هر روز يك بار بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد مى شدم. در هر بار، با من خلوت مى كرد و هر جا مى بود با او مى بودم ، اصحاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى دانستند كه با هيچ كس جز با من ، اين گونه رفتار نمى كند. بسا كه پيامبر در خانه من نزدم مى آمد . بيشتر آن (خلوت ها) در خانه من بود و هر گاه بر ايشان در بعضى از خانه هايش وارد مى شد ، با من خلوت مى كرد و زنانش را از آن جا بيرون مى كرد و جز من ، كسى در نزد او باقى نمى مانْد... . هر گاه از او سؤال مى كردم، پاسخم مى داد و چون سكوت مى كردم و پرسش هايم تمام مى شد ، با من سخن آغاز مى كرد... . چنين مى نويسد: «هذا زعمٌ باطل و كلامٌ مردود. على نفسه يتبرّأ منه». [٢] غافل از اين كه در مصادر اهل سنّت نيز در چند حديث كه محدِّثان آن را با طرق متعدد ذكر كرده اند، از خالد بن قثم، نوه عباس ، عموى پيامبر، مى پرسند : «چرا على، وارث پيامبر خداست و جدّ تو نيست، با آن كه جدّ تو عموى پيغمبر است» ، در پاسخ مى گويد: «چون على، نخستين كسى است كه از ميان ما به پيامبر [ايمان آورد و ]پيوست و بيش از همه ما، همراه ايشان بود». [٣] همچنين اهل سنّت، اعتراف عايشه و ديگران را نقل كرده اند كه: محبوب ترين
[١] الكافى ، ج ١، ص ١١٦، ح ١ . نيز، ر.ك : الخصال ، ج ١، ص ٢٥٧، ح ١٣١ .[٢] الكلينى وتأويلاته الباطنية ، ص ٥١ .[٣] خصائص أمير المؤمنين ، ص ١٥٢ ـ ١٥٤، ح ١٠٨ ـ ١٠٩؛ مصنّف فى الأحاديث والآثار ، ج ٤، ص ٣٦٨، ح ٣٢٠٥٩؛ المعجم الكبير، ج ١٢، ص ٣١٧، ح ١٣٥٣٣؛ مستدرك على الصحيحين ، ج ٣، ص ١٢٥ .