مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٦٣
براى آنان حاصل نشد. امام على عليه السلام مى فرمايد: أين الذين زعموا أنّهم الراسخون فى العلم دوننا كذباً وبغياً علينا، إن رفعنا اللّه و وضعهم و أعطانا و حرمهم...؛ [١] كجايند آنان كه به دروغ و از روى حسادت، گمان برده اند كه آنان راسخان در علم اند ، نه ما؛ حال آن كه خدا ما را رفعت بخشيده و آنان را فروگذاشته و به ما عطا فرموده و آنان را محروم ساخته است. روايات فراوانى در كتاب هاى روايى شيعه نقل شده، كه مضمون آنها اين است: راسخان در علم، تنها ، ائمّه اهل بيت عليهم السلام هستند و آنان علم تأويل قرآن را مى دانند. [٢] ب. آيه ٤٣ سوره رعد : «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدَا بَيْنِى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَـبِ ؛ و كافران مى گويند: فرستاده [خداوند] نيستى. بگو: خدا و كسى كه نزد او علم كتاب است، بين من و شما براى گواهى، كافى است» . در بسيارى از احاديث فريقين، مفهوم «مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَـبِ» در اين آيه، به امام على عليه السلام و ديگر امامان معصوم عليهم السلام ، تفسير و بر آنها تطبيق شده است. از علماى اهل سنّت ، حاكم حَسكانى ، با شش روايت، [٣] ثعلبى (م / ٤٢٧ ق) [٤] و ابن مردويه (م / ٤١٠ ق) [٥] هر كدام با دو حديث، ابن مغازلى (م / ٤٨٣ ق) [٦] و نيز محمّد بن سليمان
[١] نهج البلاغة، خطبه ١٤٤ .[٢] ر. ك : الكافى، ج ١، ص ٢١٣ . ايشان، بابى را تحت عنوان «الراسخين فى العلم هم الأئمّة» گشوده و در اين باب، روايات با سند صحيح (نظير روايت شماره يك) آورده است و نيز ر.ك : بصائر الدرجات ، جزء ٤، باب ١٠، حديث ١ و ٥ ؛ الكافى ، ج ١ ، ص ١٨٦، ح ٦ ؛ تفسير العيّاشى ، ج ١، ص ٢٩٢ و ٢٩٣، ح ٦٤٤ و ص ٦٤٦ ـ ٦٤٨ . براى توضيح بيشتر درباره اين روايات، ر. ك : مكاتب تفسيرى ، ج ١، ص ٧٣ ـ ٧٥ .[٣] ر. ك : شواهد التنزيل ، ج ١ ، ص ٤٠٠ ـ ٤٠٥ ، ح ٤٢٢ ـ ٤٢٧ .[٤] الكشف والبيان ، ج ٥، ص ٣٠٣ ـ ٣٠٤ .[٥] المناقب لابن مردويه ، ص ٢٦٨ ، ح ٤١٥ ـ ٤١٦ .[٦] مناقب على بن ابى طالب ، ص ٣١٣، ح ٢٥٨ .