مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٥٩
روايى نيز به طور متواتر ، از آن با عنوان «روايات عرض» ياد شده است. [١] آنچه در اين جا اهميت دارد، بررسى تلقّى مؤلّف از اين معيار است كه عبارت اند از: يك. قرآن به تنهايى، حجّت و قيّم بر خلق است. هيچ كس غير از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به تمام معانى و معارف قرآن، آگاه نيست. وى درباره مناظره امام صادق عليه السلام كه مى فرمايد: «چون قرآن، حمّال ذو وجوه است، به تنهايى ، حجّت بر خلق نيست؛ چون هر كس براى اثبات باورهايش به آن استناد مى كند، پس بايد مفسِّر و قيّمى باشد كه تمام معارف قرآن را بداند و قرآن را به درستى تفسير كند»، [٢] مى نويسد: زعمه أنّ القرآن لا يصلح أن يكون حُجّةً بنفسه، لأنّه يحتمل عدّةَ معانٍ، فهو حَمّال أوجه، يحتجّ به المُرجئ والقدرىّ والزنديق. وهذا كلام مردود، فالقرآن حجّة و قد جعله اللّه حجّة و بيانا و تبيانا و دليلاً قاطعا و برهانا ساطعا . رغم أنّه حمّال أوجه، و رغم أنّ كلّ واحد يحتجّ به إلّا أنّه لا يشهد إلّا لمن كان كلامه صحيحا و هو يُسقط و يَدحَضُ الآراءَ الباطلة... و زعمه أنّ علىّ بن أبى طالب كان الصحابىّ الوحيد الذى يعلم كلّ معانى القرآن... لأنّ اللّه َ خَصَّه بذلك من بين كُلِّ الصحابة... وخَصَّه رسول اللّه وحدَهُ بذلك فى جلساتٍ خلوية خاصّة لم يشاركهما فيها أحَدٌ من الصحابة. و هذا زعم باطل و كلام مردود. عَليٌّ نفسُه يتبرّأ منه و لم يصحّ عنه كلام يَدَّعي فيه هذا الادعاء. [٣] اين تفكّر از دكتر خالدى، رسوبات نظريه «حسبنا كتاب اللّه » است كه بدون ترديد ، در مقام ثبوت و اثبات ، با چالش هاى جدى اى روبه روست. گويى دكتر خالدى نيز متوجّه اين چالش ها هست ، هر چند نمى خواهد به آن اعتراف كند؛ چون: اولاً، از نظر خود خالدى ـ كه تنها فهم سلف را از قرآن، حجّت و آن را معيار صحّت و سقم ساير ديدگاه ها مى داند ـ ، نبايد قرآن ، به تنهايى حجّت باشد . ثانيا، اختلاف سلف درباره
[١] الكافى ، ج ١ ، ص ٨ .[٢] همان ، ص ١٦٩ .[٣] الكلينى وتأويلاته الباطنية ، ص ٥٠ و ٥١ .