مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٥٥
التوراة... . [١] اين قضاوت از مؤلّف ، به دليل عدم شناختِ ، تفاوت بين تحريف قرآن و قرائت و تفسير آن ، و نيز عدم آگاهى مؤلّف ، از منابع صحيح نزد اهل سنّت است ، از جمله ، بخارى در صحيح خود ، از ابن عبّاس ، همين قرائت را با عبارت «و لا محدَّث» نقل كرده است [٢] و ابن حجر نيز در شرح آن مى نويسد : و كأنّ ابن عبّاس ، زاد فيها «و لا محدَّث...» و اسناده إلى ابن عبّاس ، صحيح. [٣] آيا دكتر خالدى، ابن عباس و بخارى و ديگران را در سلك يهوديان مى داند؟! ب . مؤلّف، معاويه بن ابى سفيان را از حُكّام اولياى صالحان دانسته [٤] و با لقب امير المؤمنين ، او را مى ستايد [٥] و از روايتى كه بر معاويه لعنت مى فرستد ، به شدت به خشم آمده، مى نويسد : و كيف يَجوزُ أن يُلعَنَ واحدٌ من أصحاب رسول اللّه ، ألا لعنة اللّه على من لَعَنَ وشتمَ وعادى أصحاب رسول اللّه . [٦] غافل از اين كه طبق مدارك اهل سنّت ، نخستين كسى كه سنّت لعن بر اصحاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را نهاد ، خود معاويه بود كه دستور داد بر منابر، امام على عليه السلام را دشنام دهند. [٧] ج . مؤلّف ، رواياتى را از الكافى نقل مى كند كه در آنها سخن از لزوم وجود امام
[١] همان ، ص ١٤٣ .[٢] صحيح البخارى ، ج ٧ ، ص ٤٢ .[٣] فتح البارى شرح صحيح البخارى ، ج ٧ ، ص ٥١ .[٤] همان ، ص ٨٤ .[٥] همان جا .[٦] همان ، ص ١٨٤ .[٧] ر. ك : صحيح مسلم ، ج ٤، ص ١٨٧١، ح ٣٢؛ مستدرك على الصحيحين ، ج ٣، ص ١٠٨ ، ١٤٧ و ١٥٠؛ مسند أحمد ، ج ٢ ، ص ٣٢٣؛ مسند أبو يعلى ، ج ١٢، ص ٤٤٤ ، ح ٧٠١٣ .