مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٤٧
اولاً، بر وقوع اين حادثه و شأن نزول آيه ياد شده ، ادّعاى اجماع شده است . [١] ثانيا، شأن نزول آيه مذكور را نُه نفر از صحابه و چندين نفر از تابعان ، نقل كرده [٢] و برخى از منابع ، آن را با ٢٦ طريق آورده اند. [٣] بنا بر اين طبق معيارهاى حديث پژوهى ، با اين كثرت طرق، نيازى به بررسى تك تك اسناد و احراز اعتبار آنها نيست؛ چون اين طرق متعدّد ، يكديگر را تقويت كرده، ضعف پاره اى از سندها را جبران مى كنند. [٤] به تعبير علّامه طباطبايى ، اگر با اين همه روايات ، به اين شأن نزول اطمينان پيدا نكنيم ، چگونه مى توانيم به يك يا دو روايت كه در تفسير آيات وارده شده، وثوق و اطمينان يابيم ؟ ثالثا، اين حادثه ، بر اساس معيارهاى اهل سنّت ، با رواياتى صحيح در مصادر آنان نقل شده است. [٥] ابن حجر عسقلانى نيز كه پيشواى حديث پژوهان اهل سنّت به شمار مى آيد ، تنها در برخى از طرق اين حادثه و احاديث آن ، مناقشه كرده ، ولى ساير اسناد آن را پذيرفته است. [٦] سيوطى نيز پس از ذكر برخى از طرق اين حادثه ، مى نويسد: اينها طرق اين حديث اند كه يكديگر را تقويت مى كنند [و اصل اين ماجرا را به اثبات مى رسانند]. [٧] البته تمام اين ارزيابى ها و نقدها ، بر اساس مبناى دكتر خالدى است كه تنها معيارهاى جرح و تعديل اهل سنّت و كتاب هاى روايى آنان را براى قضاوت درباره
[١] غرائب القرآن ، ج ٦ ، ص ١٦٩ ؛ شرح مواقف ، ج ٨ ، ص ٣٦٠ .[٢] ر. ك : تفسير تطبيقى ، ص ٢٨٥ و ٢٨٦ .[٣] شواهد التنزيل ، ج ١ ، ص ٢٠٩ ـ ٢٤٨ .[٤] ر.ك : الميزان ، ج ٦ ، ص ٨ .[٥] ر. ك : تفسير القرآن العظيم ، ابن ابى حاتم رازى ، ج ٢، ص ٧١؛ تفسير القرآن العظيم ، اسماعيل ابن كثير ، ج ٢، ص ٦٩ . درباره بررسى رجال سند ابن ابى حاتم، ر . ك : تفسير تطبيقى ، ص ٢٩٥ و ٢٩٦ .[٦] الكافى الشافى ، ج ١ ، ص ٦٤٩ .[٧] لباب النقول ، ص ١٤٨ .