مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٤٤٣
القرآن؟ فقال: إقرَءوا كما عُلِّمْتُم (الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٣١) . يؤكّدان نظرة القوم إلى القرآن من أنّهما قرآنان: قرآنٌ عامٌ عند عموم المسلمين وهذا أصابَه تغيير و تبديلٌ و تحريف و قرآن خاص و هو الذى عندهم... ب . و معنى هذه الرواية المعتمدة عند الكلينى وجماعته (أى رواية أحمد بن محمّد بن أبى نصر البزنطى عن الرضا، ر. ك: الكافى : ج ٢ ، ص ٦٣١) ، وجود مصحفين عام عند عموم المسلمين و مصحف خاص عند أئمّة الشيعة و هذا المصحف الخاص ، يختلف عن مصحف المسلمين العام و معنى هذا أنّ مصحف عموم المسلمين ، محرَّفٌ محذوف منه سورٌ وآياتٌ كثيرة... . [١] و نمونه هاى ديگر از اين دست كه در كلام مؤلّف ، فراوان است. متأسفانه مؤلّف ، در اين جا از واقعيات ، چشم مى پوشد و افترا مى زند؛ چون شأن كتاب هاى روايى اى كه براى جمع آورى اخبار نگاشته شده اند ـ كه در آنها احاديث تحريف نما به چشم مى خورند ـ با كتاب هايى كه در صدد علاج روايات و بيان محتوا وفقه الروايات اند ـ كه پس از جرح و تعديل و بررسى صحّت و سُقم آنها صورت مى پذيرد ـ متفاوت است. اگر مؤلّف به اين واقعيت تن ندهد ، ناچار بايد همين قضاوت را درباره روايات فراوان و گوناگونى كه در مصادر روايى اهل سنّت است و از تحريف ، به نقيصه، زياده، خطا، دگرگونى در آيات قرآن و القاء شيطان در نصّ وحى ، پرده بر مى دارد، به كار بندد ؛ آن هم درباره كتاب هاى معتبر اهل سنّت كه مؤلّفان سرشناس آنها ، خود را ملزم به نقل صحيح مى دانند. [٢] مانند: كتاب الموطّأ مالك بن
[١] همان ، ص ٣٠٢ ـ ٣٠٥ .[٢] درباره التزام مالك بن انس ، محمّد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجّاج ، به نقل صحيح، ر.ك : هدى السارى ، ابن حجر ، ص ٤ و ٩ ـ ١٠ . در مورد التزام احمد بن شعيب نسايى و ابن ماجه قزوينى، ر. ك : المباركفورى ، ص ١٣١ و ١٣٤ . حاكم نيشابورى نيز، بر شرط بخارى و مسلم يا يكى از آن دو، روايت نقل مى كند .