مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٩٩
افضل المتأخّرين نصير الملّة و الدين ـ قدّس اللّه نفسه الزكية ـ و بسيارى از [قسمت هاى] كتاب احياء العلوم غزالى و اين نحو تأليف علمى را در تصفيه اخلاق و تهذيب باطن، تأثيرى بسزا نيست، اگر نگوييم اصلاً و رأسا نيست و يا از قبيل تاريخ الأخلاق است ـ به اصطلاح نويسنده ـ كه مشتمل بر قصص و حكايات و امثال و وقايع است، كه صرف وقت در آن، انسان را از مقصد اصلى، باز مى دارد». [١] با اين همه بايد اين نكته را پذيرفت كه احاديث فراهم آمده در الكافى، با همه كارآيى اى كه دارند، هنگامى ارزش واقعى شان آشكار مى شود كه در ساختارى منسجم و نظام مند، عرضه شود و ابهام ها و پرسش هاى موجود درباره تفاوت برخى از مفاهيم به كار رفته در آنها روشن گردد. در آن صورت است كه مى توان مجموعه احاديث اخلاقى اين كتاب را به مثابه نظامى سازماندار و تأثيرگذار در جهت تبيين اخلاق اسلامى به كار گرفت. به تعبير ديگر، لازم است كه نظام اخلاق اسلامى را به گونه اى سازمان داد و معرّفى كرد كه تركيبى از محتواى كتاب الكافى و صورت و ساختار كتاب تهذيب الأخلاق باشد. آن چه كتابى مانند الكافى بدان نياز دارد، تبيين درست برخى مفاهيم است و آن چه كه كتاب تهذيب الأخلاق را در مجامع عمومى، مهجور ساخته است، با همه قوّت صورى و ساختارى آن، بى روحى و خشكى مسائل است. تركيب مناسبى لازم است تا شور و حيات احاديث الكافى، در قالب دقيق و منطقى تهذيب الأخلاق، دميده شود. در اين صورت، شاهد جريانى زنده و پويا و در عين حال، منسجم و نظام مند خواهيم بود. البته از زمان خواجه نصير الدين طوسى به بعد، كوشش شد تا اين تركيب، به نحوى به وجود آيد. براى مثال، كتاب هاى جامع السعادات و معراج السعادة، كوشيده اند تا در عين پيروى از سنّت اخلاق فلسفى ـ كه ابن مسكويه، نماينده آن است ـ ، حضور
[١] شرح حديث جنود عقل و جهل، ص ١٣.[٢] همان، ص ١١ ـ ١٢.