مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٩٨
زبان حاكم بر اين كتاب و كتاب هايى كه بعدها با اين رويكرد نوشته شدند، عمدتاً سرد و خشك است. چنين زبانى، قدرت برانگيزندگى ندارد و نمى تواند مردم را به تغيير خود برانگيزد. كتاب اخلاقى بايد برانگيزنده باشد. به عبارت ديگر: «كتاب اخلاق، موعظه كتبيه بايد باشد و خود، معالجه كند دردها و عيب ها را، نه آن كه راه علاج نشان دهد. ريشه هاى اخلاق را فهماندن و راه علاج نشان دادن، يك نفر را به مقصد نزديك نكند و يك قلب ظلمانى را نور ندهد و يك خُلق فاسد را اصلاح ننمايد. كتاب اخلاق آن است كه به مطالعه آن، نفْس قاسى، نرم، غير مهذّب ، مهذّب و ظلمانى، نورانى شود و آن به اين است كه عالِم در ضمن راهنمايى، راهبر و در ضمن ارائه علاج، معالج باشد و كتاب، خود، دواى درد باشد، نه نسخه دوانما». [١] در واقع، همان ويژگى اى كه نقطه قوت اصلى كتاب تهذيب الأخلاق به شمار مى رود، بعدها به نقطه ضعف آنْ بدل شد و مانع از رواج آن، ميان عامه مردم گشت. چنين كتابى، به رغم شهرت فراوان آن، نتوانسته است در ميان عموم مردم براى خود جايى بگشايد و نقش راهبرى اخلاقى آنان را به عهده گيرد. فلسفى ديدن مقوله اخلاق و كوشش اصلى در جهت فهم ربط و نسبت رذايل و فضايل، كتاب ابن مسكويه را از توجّه به نكته اصلى اخلاق (يعنى دگرگون ساختن انسان و شوراندن او بر ضد عادات نادرستش)، باز داشته است. اين، آفتى است كه بعدها دامنگير عالمانى گشت كه به سبك اخلاق فلسفى، كتاب نوشتند. امام خمينى، در مقدّمه كتاب شرح جنود عقل و جهل، تهذيب الأخلاق و كتاب هايى مانند آن را اين گونه ارزيابى مى كند: «حتّى علماى اخلاق هم كه تدوين اين علم كردند، يا به طريق علمى ـ فلسفى، بحث و تفتيش كردند، مثل كتاب شريف طهارة الأعراق محقّق بزرگ، ابن مسكويه و كتاب شريف اخلاق ناصرى تأليف حكيم و فيلسوف متبحّر،
[١] شرح حديث جنود عقل و جهل، ص ١٣.[٢] همان، ص ١١ ـ ١٢.