مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٩٥
بخشى از كتاب الكافى) سنجيده شود كه در آن، شاهد نظريه پردازى نيستيم؛ امّا دشوارى كار، آن است كه اين تحليل، بيش از آن كه بازگوى نفس شناسى يا انسان شناسى اسلامى باشد، بيانگر مرجعيت مسلّط و بلامنازع انديشه يونانى بر ابن مسكويه و معاصران و پيشينيان وى است؛ زيرا اين تقسيم بندى معروف قواى نفس، ريشه در آراى افلاطون دارد. سقراط ـ كه افلاطون، سخنان خود را از زبان او بيان مى كند ـ ، در كتاب چهارم رساله جمهور، نظريه قواى سه گانه نفس را مطرح مى سازد و بر اساس آن، فضايل چهارگانه را استنتاج و بيان مى كند. از اين منظر، نفس انسانى، سه قوّه دارد: عاقله، غضبيه و شهويه كه اگر هر يك، درست كار كند، فضيلت چهارمى به نام عدالت به دست مى آيد؛ يعنى: «حكمت و شجاعت و خويشتن دارى و عدالت». [١] بدين ترتيب، هرچند نظريه پردازىِ دقيق و سنجيده ابن مسكويه در كتاب تهذيب الأخلاق، نقطه قوت اساسى آن به شمار مى رود، باز، مرجعيت انديشه يونانى را منعكس مى كند و دورى آن را از گوهر اخلاق اسلامى و انسان شناسى قرآنى ـ كه به نوعى، به دوگانگى و دوقطبى بودن نفس اشاره دارد ـ ، نشان مى دهد.
چهار. به دست دادن تعريف
خواننده، در مطالعه كتاب تهذيب الأخلاق، با معانى و مدلول هاى فضايل و رذايل اخلاقى، كمتر مشكل پيدا مى كند. ابن مسكويه، در سراسر اين كتاب مى كوشد تا مفاهيم اساسى اخلاقى، مانند: حكمت، عفّت، غضب، حلم، وقار و حزن را تعريف كند و مانع از ابهام و يكى گرفتن آنها گردد. اين نقطه قوت، در ديگر كتاب هاى اخلاق فلسفى نيز پديدار است و مصنّفان ديگر كوشيده اند تا اين سنّت را ادامه دهند. حتّى در كتاب هاى اخلاقى كه با رويكردهاى مختلط نوشته شده اند (مانند شرح چهل حديث)،
[١] جمهور، ص ٢٢٧.