مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٨٨
مسير خود اندوهگين نمى شود. او كامياب، سالم و ولىّ خداوند است؛ زيرا خداوند فرمود: «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَآءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ» [١] . [٢] حضور قرآن در اين كتاب اخلاقى ، در همين حد است.
دو. محور نبودن ايمان
مسائل اخلاقى كتاب الكافى، با ايمانْ در هم تنيده است و نمى توان بحثى را جداىِ از ايمان، به نيكى بازشناخت. كلينى، همواره سخن از مؤمنى پيش مى كشد كه نيازمند تهذيب و پيراستن خُلقيات خويش است و در اين زمينه، تا جايى پيش مى رود كه بدون نياز به تصريح در اين باره، اخلاق را برخاسته و برآمده از دين و ايمان مى داند. ليكن اين مسئله در كتاب تهذيب الأخلاق به گونه اى يكسره، متفاوت است. با آن كه ابن مسكويه، مسلمان و متديّن است و در كتاب خود، به فراخور بحث، از خدا و آيات او نام مى بَرد، ايمان، نقشى محورى ندارد. افزون بر آن، وى كه دغدغه كمال و تهذيب نفس را در زندگى داشته، به خواننده مى گويد كه در بزرگ سالى و پس از استوار شدن عادت ها، به جهاد با نفس برخاسته و خود را پيراسته است. [٣] همچنين در وصيّت نامه خويش به تعهّدات خود درباره اخلاق و اخلاقى زيستن تأكيد مى كند و روشن مى سازد كه همواره به عهد خويش در جهت رسيدن به حكمت و خردمندانه زيستن و مجاهده با نفس، عمل كرده است. [٤] با اين همه، در اين اثر، غياب اخلاق اسلامى، آشكار است و گويى اين مجاهدات، به يارى معيارهاى اخلاقىِ فرهنگ يونانى صورت بسته است، نه اُسوه هاى اسلامى.
[١] سوره يونس، آيه ٦٢.[٢] تهذيب الأخلاق، ص ٢١٩.[٣] همان، ص ٥٠ .[٤] معجم الاُدباء أو إرشاد الأريب إلى معرفة الأديب، ج ٢، ص ٩.