مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٨
راستى ها و كژى ها مى آگاهاند. اساسا چگونه مى توان گفت كه تنها به شناخت خداوند بسنده مى كنيم و ديگر ما را كارى نيست كه چه چيز، خدا را خشنود و چه چيز ، او را غضبناك مى سازد؟ جز اين نكته ، به نظر مى آيد كه كلينى با اين چهار باب ، زمينه را براى بحث درازدامن از حجّت خدا ـ كه پيامبر صلى الله عليه و آله و امام عليه السلام را با هم در بر مى گيرد ـ در كتاب بعدى (يعنى كتاب الحجّة) نيز آماده ساخته است ؛ زيرا در ابواب نخستين كتاب الحجّة نيز بحث هاى نظرى اى درباره حجّت الهى ، فراز آمده است ، مانند «الاضطرار إلى الحجّة»، «طبقات الرسل و الأنبياء و الأئمّة عليهم السلام » و جز آن. درباره باب آخر كتاب التوحيد (يعنى «باب الهداية أنّها من اللّه عز و جل») يك نكته ، شايان درنگ است : چنان كه از عبارت يكى از احاديث اين باب نيز روشن مى شود ، در آن روزگار ، برخى شيعيان ، از يك سو دوست داشتند تا در گرايش مردم به اهل بيت عليهم السلام نقشى داشته باشند و از سوى ديگر ، همان مسلمان شيعى ، گاه از آن كه مى ديد برادر يا يكى از نزديكانش به برخى فرقه هاى گمراه ، دل سپرده است ، غم زده مى گشت ؛ چه مى نگريست كه اينان از راهبرانى پيروى مى كنند كه آنها را هر روز با رأيى و ديدگاهى ، به اين سو و آن سو مى كشانند و از دست وى نيز كارى ساخته نيست! هر مؤمن پاك سرشت و دل سوز ، از اين نكته در رنج خواهد بود . چنان مى نمايد كه امامان ، با احاديث اين باب در پى دو هدف بوده اند: ١. به اين دسته از شيعيانى كه از گمراهى نزديكانشان در رنج بودند ، بياموزند كه اساسا هدايت ، به دست خداست . لذا اگر كسى خود ، زمينه گمراهى خود را فراهم سازد ، دل سوزىِ ديگران براى او سود نخواهد داشت. همين نكته ، دست كم ، تسكين و آرامشى براى اين دسته از شيعيان به شمار مى آمد ؛ ٢. شيعيان را از اين كه به مجادلات و گفتگوهاى تند با ديگر فرقه ها در غلتند ، باز دارند ؛ زيرا روشن است كه اين گونه مخاصمه ها گاه سبب شناخته شدن شيعيان و