مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٧٧
مسلمان است كه در رى مى زيست و با مجامع شيعى، مرتبط بود. وى آثار متعدّدى از خود به يادگار گذاشته است كه هر يك، در خور توجّه است و مى توان كتاب تهذيب الأخلاق و تطهير الأعراق او را سرچشمه جريان اخلاق فلسفى در ميان متفكّران شيعى دانست. وى به نوشته ابو حيّان توحيدى، مردى هوشمند، خوش قريحه و داراى زبانى سَخته بود. [١] البته توحيدى، صفات ناخوشايندى مانند بخل را نيز به وى نسبت مى دهد و او را شيفته كيمياگرى معرفى مى نمايد. [٢] درباره ادّعاهايى از اين دست، برخى ترديد جدّى كرده اند و علّت چنين نسبت هايى را دروغگويى ابو حيّان توحيدى و غرض ورزى وى دانسته و گفته اند كه وى به دروغ و جعلْ عادت داشت. [٣] حاصل آن كه، وى مردى خوش نام و دانشمندى بنام بود. همچنين دلايل متعدّدى در دست است كه وى را شيعه دانسته اند. دلايل اصلى تشيّع مسكويه، عبارت اند از: ـ تصريح وى به وجوب عصمت امام در «رسالة الفوز الأصغر»؛ ـ اشاره به سخن امام على عليه السلام در بحث شجاعت در كتاب تهذيب الأخلاق؛ ـ آغاز كتاب جاويدان خرد (الحكمة الخالدة)، با عبارت: «بعد حمد اللّه و الثناء عليه بما هو أهله و الصلاة على محمّد النبىّ وآله الطيّبين الأخيار»، گوياى تشيّع وى است؛ زيرا اين تعبير، تنها در ادبيات شيعه، رايج است؛ ـ هنگام نام بردن از امير مؤمنان، امام حسن، امام حسين و امام صادق در كتاب جاويدانْ خرد، تعبير «عليه السلام» به كار مى برد، و اين تعبير، عمدتاً ميان شيعه رايج است؛ ـ وى مصاحب عضد الدوله، مهلبى وزير، و ابن العميد و فرزندش ابو الفتح بود كه از رجال شيعه بودند؛
[١] كتاب الإمتاع و المؤانسة، ج ١ ، ص ٣٦.[٢] همان جا ؛ نيز ، ر. ك : ص ١٣٦.[٣] معجم الاُدباء أو إرشاد الأريب إلى معرفة الأديب، ج ١، ص ٥٨٧ .