مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٧٢
درآمد
آموزه هاى اخلاق اسلامى، دست مايه محقّقان و مصنّفان متعدّدى در گستره تاريخ تمدّن اسلامى بوده است تا به نظام سازى اخلاقى بپردازند و جريان هاى اخلاقى گوناگونى پديد آورند. آنان با توجّه به درجه بهره گيرى از سنّت حديثى و نوع نگرش خود به فلسفه يونانى، و همچنين با توجّه به نقشى كه براى كشف و شهود در سلوك اخلاقى خود قائل بوده اند، نظام هايى متمايز از يك ديگر و در عين حال، ناظر به هم ساخته اند. فرايند اين كوشش ها پديدار شدن سه نحله يا مكتب اخلاقى در ميان مسلمانان بوده است: اخلاق فلسفى، اخلاق روايى و اخلاق عرفانى. در اين نوشته، كوشش مى شود تا به اختصار، ويژگى هاى اخلاق روايى و اخلاق فلسفى، بر اساس دو كتاب اساسى در اين زمينه، بررسى و تحليل گردد. از اين رو، بخشى از كتاب الكافى كلينى و كتاب تهذيب الأخلاق و تطهير الأعراق ابن مسكويه رازى، با هم سنجيده شده است. هدف اين مقايسه، به دست دادن تصويرى روشن از دو نگرش به اخلاق است و تلاش در جهت روشن ساختن قوّت ها و كاستى هاى هر يك.
الف. كلينى و «الكافى»
كتاب الكافى و نويسنده آن، محمّد بن يعقوب كلينى(م ٣٢٨ يا ٣٢٩ ق) شناخته شده تر از آن اند كه در اين جا به معرّفى آنها پرداخته شود. از اين رو، در اين بخش، تنها به مسائل اخلاقى كتاب وى توجّه و از طرح مسائل ديگر خوددارى مى شود. بخش عمده جلد دوم الكافى، شامل مباحث اخلاقى است. در اين بخش، كلينى، احاديثى را كه به نحوى با اخلاقْ سر و كار داشته، بى دخل و تصرّف ، آورده است. در واقع، تنها دخالت او شيوه تنظيم ابواب كتاب است و با اين كار و تفكيك احاديث از يك ديگر، نگرش خود را درباره آنها به كار بسته است. احاديث اين جلد، در چهار كتاب گنجانده شده است: كتاب الايمان، كتاب الدعاء،