مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٥٩
عمل كرده است. شيخ صدوق، برخى از روايات به ظاهر متنافى را نيز در كنار هم ذكر كرده است. براى نمونه، روايت شماره هجدهم اين گونه است: عن الأصبغ بن نباته، قال: انّ اميرالمؤمنين عليه السلام ، عدل من عند حائط مائل الى حائط آخر، فقيل له: يا اميرالمؤمنين! أتفرّ من قضاء اللّه ؟ فقال: افرّ من قضاء اللّه الى قدر اللّه عز و جل . [١] اين متن را با گزارش ديگر از امام على عليه السلام مقايسه كنيد: دخل الحسين بن على عليهاالسلام على معاوية، فقال له: ما حمل اباك على أن قتل اهل البصرة ثمّ دار عشيا فى طرقهم فى ثوبين؟ فقال عليه السلام : حمله على ذلك علمه أن ما أصابه لم يكن ليخطئه و أن ما أخطأه لم يكن ليصيبه. قال: صدقت. قال و قيل لأميرالمؤمنين عليه السلام : لما أراد قتال الخوارج: لو احترزت يا اميرالمؤمنين، فقال عليه السلام : أىّ يومى من الموت افرّ يوم ما قدّر ام يوم قدر يوم ما قدّر لا اخشى الرّدى واذا قدّر لم يغن الحذر . [٢] مشابه اين سخن ـ در بى اعتنايى امام على عليه السلام در صحنه جنگ، نسبت به خطر تيراندازى و كشته شدن ـ در روايات ديگر اين كتاب هم آمده است. [٣] شيخ صدوق، در اين باب، پنج بار نظر خويش را در تبيين رواياتْ نگاشته است، ولى به اختلاف ظاهرى بين اين دو روايت علوى و وجه جمع بين آنها نپرداخته است. به نظر مى رسد يكى از وجوه جمع بين اين دو گروه ، آن است كه فضاى صدور سخنان امام على عليه السلام مورد توجّه قرار گيرد. در هنگامه نبرد و در كشاكش جنگ ميان لشكر نفاق و سپاه اسلام، امام على عليه السلام بدون زره و با لباس عادى به ميان سپاه مى رود و روحيه مبارزه، شجاعت، اعتماد به نفس و مردانگى را در سپاهيان مسلمانْ نهادينه مى سازد، اگر چه احتمال خطر و كشته
[١] همان، ص ٣٦٩، ح ٨.[٢] همان، ص ٣٧٥، ح ١٩.[٣] همان، ص ٣٦٨، ح ٥ و ص ٣٧٩، ح ٢٥.