مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٥٦
«النوادر» الكافى، [١] نيز در كتاب التوحيد صدوق نيامده است ؛ چون مرتبط با جايگاه امام و حجّت الهى در نظام آفرينش است و ارتباط روشنى با كتاب التوحيد ندارد. سه روايت از ابواب نهايى كتاب نيز در ارتباط با مباحث حجّت الهى و هدايت الهى اند . [٢] نتيجه آن كه شيخ صدوق، براى ده روايت از روايات الكافى، جايگاه مناسبى نيافته است. ثانيا ، عدم نقل برخى از روايات، نشان از تفاوت نظر اين دو عالم بزرگ حديثى است. شايسته ترين نمونه هايى كه اختلاف نظر و ديدگاه اين دو را بروز مى دهد، باب هاى «بداء» و «جبر و قدر» است.
يك . روايات بداء
اعتقاد به بداء و تبيين ويژگى هاى آن، از مباحث مهم در باور شيعى و كتاب هاى حديثى شيعه است. ثقة الاسلام كلينى در اين عنوان، هفده روايت گزارش كرده است كه نسبت به ابواب ديگر، بزرگ تر و پرحديث تر مى نمايد. [٣] شيخ صدوق، در اين عنوان، تنها يازده روايت نقل كرده است. او، هشت روايت از روايات كلينى را نقل نكرده و دو روايت نيز افزون بر روايات الكافى آورده است. دو روايت از روايات باب بداء الكافى، در ابواب ديگر كتاب التوحيد صدوق آمده است. [٤] بنا بر اين، تنها نه روايت از باب بداء، در هر دو كتاب مشترك اند . بيشتر روايات محذوف، در ارتباط با امور محتوم و امور موقوف [٥] است. ظاهرا
[١] همان، ص ١٤٣.[٢] همان، ص ١٦٤ (باب حجج اللّه على خلقه) و ١٦٥ (باب الهداية انّها من اللّه ـ عزّ و جلّ ـ).[٣] در قسمت قبل، يادآور شديم كه ميانگين احاديث هر باب در كتاب الكافى ، حدود ١٥/٦ حديث است. بنا بر اين، باب بداء، نزديك به سه برابر ميانگين روايات هر باب است.[٤] روايت شش و هفت، در بيان مجلس مناظره امام رضا عليه السلام آمده است.[٥] مقصود از امر محتوم، امور حتمى و لايتغيّر است كه امضا شده و قابل تبديل و تغيير نيست. در ر نتيجه، بداء و ظهور پسين، در آن راه نمى يابد. مقصود از امر موقوف، قضاى الهى است كه منوط به سبب يا اسباب گشته و به حتميت نرسيده است. اين تقرير الهى ـ كه به درجه حتميت نرسيده ـ ، قابل تغيير و تبديل بوده و بداءپذير است (براى آشنايى بيشتر ر.ك : شرح اُصول الكافى ، ملّا صالح مازندرانى، ج ٤، ص ٢٤٢؛ الحاشية على اُصول الكافى ، ملّا رفيع الدين نايينى، ص ٤٧٦).