مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٥٥
طريق دوم: پدرش (يا محمّد بن حسن بن وليد)، از سعد بن عبد اللّه يا على بن ابراهيم. [١] روشن است كه طريق دوم، از واسطه كمترى برخوردار است. بدين سبب ، شيخ صدوق حتى الامكان ، از طريق دوم استفاده مى كند. افزون بر اين، شيخ صدوق، قدردانى از پدر خويش را با يادكرد فراوان او در احاديث خويش، ابراز مى كند. او سعى بر آن دارد كه نام و ياد پدر بزرگوار خويش را زنده كند و شايسته ترين طريق، بيان رواياتى است كه از طريق پدر نقل شده است. به عبارت ديگر، حتّى اگر طريق كلينى، واسطه اى بيش از طريق پدرش نداشت، باز هم شيخ صدوق براى قدردانى و زنده كردن نام پدر، سندى را نقل مى نمود كه پدرش در آن وجود دارد.
٢ . سبب عدم نقل برخى از روايات كلينى
سؤال مهم تر در اين باره ، آن است كه با وجود آن كه كتاب كلينى در دسترس شيخ صدوق بوده است، چرا ايشان، ٤٧ روايت، يعنى نزديك به ٢٢ درصد از روايات الكافى را نقل نكرده است. آيا عدم نقل اين مقدار از روايات، ناشى از تفاوت باور و تفكّر اين دو عالم شيعى است و يا علّت ديگرى دارد؟ بررسى اين گروه از روايات، ظرافت هاى موجود در اين پرسش را تبيين مى كند. اولاً اين كه برخى از اين روايات، جايگاه مناسبى در تبويب كتاب التوحيد صدوق نيافته اند. مثلاً باب «الخير و الشر»، [٢] در كتاب التوحيد صدوق وجود ندارد ، بنا بر اين، سه حديث موجود در آن عنوان نيز گزارش نشده است. چهار روايت از روايات باب
[١] ر.ك: التوحيد، شيخ صدوق، ص ٨٣، ح ٢؛ ص ٢٢٠، ح ١٣.[٢] ر.ك: همان، ص ١٨، ح ١ و ٣؛ ص ٢٠، ح ٨ و ٩ و بسيارى از موارد ديگر.[٣] الكافى، ج ١، ص ١٥٤.[٤] همان، ص ١٤٣.[٥] همان، ص ١٦٤ (باب حجج اللّه على خلقه) و ١٦٥ (باب الهداية انّها من اللّه ـ عزّ و جلّ ـ).