مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٥
دو . هشام در انديشه هاى توحيدى خود ، چندگونه و متناقض سخن مى گفته است كه اين سخن نيز درباره شخصيتى چون هشام بن حكم كه بزرگان متكلّم از همه فرقه هاى اسلامى آن روز ، بر استادى و چيرگى وى در دانش كلام ، هم داستان بودند، [١] از هيچ روى ، شنيدنى و پذيرفتنى نيست . كلينى در چهار باب پايانى كتاب التوحيد ، به يك نوآورىِ بسيار شايان درنگ ، دست زده است. در اين جا نخست نگاهى به اين چهار باب مى افكنيم و سپس از نوآورى كلينى سخن مى گوييم.
باب البيان و التعريف و لزوم الحجّة
در احاديث اين باب ، سخن از آن است كه خداوند از مردم بازخواست نخواهد كرد ، مگر آن گاه كه راه راستى و كژى را براى آنان آشكار سازد . بر پايه يكى از اين احاديث، اگر خداوند ، خود، خويشتن را به مردمان نشناسانَد و راه نيكى و بدى را به ايشان ننمايانَد، مردم ، آن توانايى را ندارند كه خود ، به تنهايى و با تكيه بر برداشت هاى عقلى شان ، خداوند را بشناسند. [٢]
باب اختلاف الحجّة على عباده
علّامه مجلسى در مرآة العقول گوشزد كرده است كه نام اين باب در برخى از نسخه ها به چشم نمى خورد. [٣] در اين باب ، تنها يك حديث گزارش شده و در آن آمده : مردمان ، در شش چيز ، نقشى ندارند كه يكى از آنها «معرفت» است. [٤] دور مى نمايد
[١] رجال الكشّى، ج ٢، ص ٥٣٥.[٢] الكافى ، ج ١، ص ٢١٨ .[٣] مرآة العقول، ج ٢، ص ٢٢٧.[٤] ستّة أشياء ليس للعباد فيها صنع: المعرفة و الجهل، و الرضا و الغضب و النوم و اليقظة (الكافى ، ج ١ ، ص ٢١٨) .