مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٣١
مى كند ، نشان مى دهد . ب . حدّثنا أبو الوليد قال حدّثنا زائدة قال حدّثنا زياد بن علاقة قال سمعت المغيرة بن شعبة يقول انكسفت الشمس يوم مات إبراهيم فقال الناس انكسفت لموت إبراهيم فقال رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنّ الشمس والقمر آيتان من آيات اللّه لا ينكسفان لموت أحد ولا لحياته فإذا رأيتموهما فادعوا اللّه وصلّوا حتّى ينجلى . [١] اين حديث ، روشن مى كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله صاحب فرزند پسرى به نام ابراهيم بوده كه در همان ايام كودكى ، فوت كرده است . در ضمن ، در آن ايّام ، خورشيدگرفتگى نيز رخ داده است و برداشت سطحى مردم كه حوادث آسمانى و طبيعى را به مسائل و حوادث زمينى ربط مى دادند و آنها را تابعى از مشكلات سر راه انبيا و اطرافيانشان مى دانستند ، نشان مى دهد .
چهار . شرط بخارى در آوردن احاديث معنعن
وى براى نقل احاديث معنعن ، [٢] دو شرط داشته است : اوّل معاصرت راوى با كسى كه از وى نقل روايت كرده (مروى عنه) ، دوم ثبوت ملاقات آن دو ؛ زيرا از نظر بخارى ، تنها در صورت وجود اين دو شرط ، مى توان اطمينان يافت كه احاديث معنعن متّصل اند . هر چند كه بخارى ، تنها در صورت وجود اين دو شرط مى توان اطمينان يافت كه احاديث معنعن متّصل اند . هر چند كه بخارى ، نه در كتاب صحيحش و نه در ديگر كتبش ، هيچ گاه بر شرايطى كه به موجب وجود آنها در راويان ، به نقل احاديث آنان پرداخته ، تصريح نكرده است ؛ لكن اهل علم و حديث ، با تتبّع فراوان در اسناد احاديثى كه وى به نقل آنها پرداخته ، دريافته اند كه وى در احاديثى كه با سند متّصل ، آنها را نقل كرده است ، تنها از راويان مشهورى كه در درجه اعلى از جهت عدالت و حفظ و اتقان قرار داشته اند ، نقل
[١] الكافى ، ج ٣ ، ص ٣٩٧ .[٢] صحيح البخارى ، ج ٣ ، ص ٤٧٣ .[٣] معنعن : حديثى است كه در اسناد آن ، نام راويان آن با لفظ «عن» ، به ترتيب ذكر شده اند ؛ يعنى آمده : «عن فلان عن فلان ...» .[٤] اُصول الحديث ، ص ٣١٢ ـ ٣١٤ ؛ بحوث فى تاريخ السنّة المشرفة ، ص ٢٤٤ ـ ٢٤٥ ؛ دانش رجال از ديدگاه اهل سنّت ، ص ١٩٩ .[٥] علم الحديث و دراية الحديث ، ص ٥٧ .